خاطرات نماز امام خمینی

 
روز اولی بود كه شاه رفته بود. امام در نوفل لوشاتو فرانسه اقامت داشتند. نزدیك به سیصد الی چهارصد خبرنگار خارجی از كشورهای مختلف، اطراف منزل امام جمع شده بودند. تختی گذاشتند و امام روی آن ایستادند تا به سؤالات خبرنگاران پاسخ دهند. تمام دوربینها كار می‌كردند. هنوز دو سه سؤال بیشتر از امام نشده بود كه صدای اذان ظهر شنیده شد. امام بلافاصله جمع خبرنگاران راترك كردند و فرمودند:
« وقت فضیلت نماز ظهر می‌گذرد.»
تمام حاضرین از این كه امام محل را ترك كردند، متعجب شدند.
كسی از امام خواهش كرد: «چند دقیقه ای صبر كنید تا چند سؤال دیگر هم بشود و بعد برای اقامة نماز بروید.»
امام با قاطعیت فرمودند: « به هیچ وجه نمی شود» و برای خواندن نماز رفتند
منبع:www.salat.ir

سجده بر آب (شهید غلامرضا تنها)

در عملیات كربلا سه، وقتی دچار مد و امواج متلاطم آب شده بودیم، نگران و متحیر، ستون در حال حركت در آب را كنترل می‌كردم. وقتی دیدم كه یكی از بچه‌ها سرش را بدون حركت در آب قرار داده است، بیشتر نگران شدم. شانه‌ ایشان را گرفتم و تكان دادم، سرش را بلند كرد و با نگرانی و تعجب پرسیدم:‌ چی شده؟ چرا تكان نمی‌خوری؟
خیلی خونسرد و بدون نگرانی گفت:‌ مشغول نماز شب بودم و ضمناً با طناب متصل به ستون، بقیه را همراهی می‌كردم. اطمینان و آرامش خاطر بسیجی «شهید غلامرضا(اكبر) تنها» زبانم را بند آورده بود گفتم: «اشكالی نداره، ادامه بده! التماس دعا» صبح روز بعد، روی سكوی الامیه اولین شهیدی بود كه به دیدار معشوق نایل آمد.

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()