نماز جمعه،

 نمازی است که مسلمانان هر جمعه، اول ظهر و به جای نماز ظهر برگزار می‌کنند. این نماز باید حتماً به صورت جماعت خوانده شود و به تنهایی نمی‌توان آن را خواند.

نماز جمعه دو رکعت است و دو قنوت مستحبی دارد، یکی در رکعت اول، قبل از رکوع و دیگری در رکعت دوم، پس از رکوع. خواندن دو خطبه، توسط امام جمعه، قبل از نماز، واجب است. ترتیب اعمال در نماز جمعه بدین شرح است: تکبیرةالاحرام، حمد و سوره، قنوت، رکوع، دو سجده، حمد و سوره، رکوع، قنوت، دو سجده، تشهد و سلام.

پیشینه

تا پیش از آنکه انصار، روز جمعه را جمعه بنامند، این روز «یوم العروبه» نامیده می‌شد. پیامبر اسلام در راه هجرت به یثرب که پس از ورودش «شهر پیامبر» یا «مدینة النبی» نامیده شد، در محله‌ای به نام قبا توقف کرد تا علی بن ابیطالب و فاطمه زهرا و تعدادی از مسلمانان به او بپیوندند.

پیامبر اسلام که روز دوشنبه وارد محله قبا شده بود، تا روز پنجشنبه با مردم آن قبیله نماز گزارد و همراه آنان، نخستین مسجد اسلام را بنا کرد. سپس روز جمعه، به سوی مدینه حرکت کرد و در وادی «رانوناء» همراه مردم مدینه «نخستین نماز جمعه» را، اقامه کرد.

او سپس به قبا بازگشت و همچنان منتظر علی و فاطمه و دیگر پیروانش ماند. از آن پس و تا پایان عمر پیامبر اسلام، نماز جمعه، برنامهٔ هفتگی مسلمانان شد

اگر قرار باشد نماز در فضای آزادِ غیرمفروش برگزار شود، معمولاً باید علاوه بر مهر، زیرانداز و کیسه‌ای برای کفش‌ها نیز به همراه داشت. البته در خارج از ایران نمازگزاران نماز جمعه و جماعت تمامی کیف و کفش خود را به درون صفوف نماز نمی‌آورند و معمولاً در خارج از مسجد و یا در انتهای مسجد قرار می‌دهند. معمولاً خانم‌ها باید چادر به همراه داشته باشند.

نمازجمعه با خطبهٔ اول آغاز می‌شود و همهٔ نمازگزاران باید دو خطبه را در حالت آرامش گوش دهند. خواندن دو خطبه، توسط خطیب جمعه، قبل از نماز، واجب است. پس از خطبه‌ها نماز شروع می‌شود.

از آنجایی که نماز جمعه به جای نماز ظهر خوانده می‌شود، دو خطبهٔ نماز به جای دو رکعت اول نماز ظهر و نماز دو رکعتی جمعه، به جای دو رکعت دیگر نماز ظهر در نظر گرفته می‌شود. در بیش‌تر موارد خطیب و امام جمعه یک نفر هستند.

وقتی که امام جمعه، خطبه‌های نماز جمعه را می‌خواند، بر شرکت‌کنندگان واجب است، به خطبه‌ها گوش دهند، و سخن گفتن به هنگام ایراد خطبه‌ها مکروه است، بلکه اگر به سبب سخن گفتن، نتواند به خطبه‌ها گوش دهد، سکوت لازم است. همچنین هنگام ایراد خطبه‌ها، خواندن نماز مستحبی یا کتاب و روزنامه و انجام دادن کارهایی که مانع گوش دادن به خطبه‌ها است، خلاف است.

اگر کسی به خطبه اول یا هر دو خطبه نرسد، بازهم، شرکت در نماز جمعه فضیلت دارد و جایگزین نماز ظهر می‌شود

نماز جمعه دو رکعت است. بعد از نیّت و آغاز نماز و تکبیرةالاحرام (که باید دو دست را تا گوش‌ها بالا آورده و گفته‌شود الله اکبر) دیگر لازم نیست کاری توسّط مأموم انجام شود. امام جماعت جمعه یا سوره ای دیگر و سوره را می‌خواند و مأموم باید سکوت کند.

بعد از این‌که حمد و سوره خوانده شد، قنوت گرفته می‌شود. قنوت به این معناست که دو دست را بالا آورده و روبه‌روی صورت می‌گیرند و دعایی می‌خوانند (یا صلوات می‌فرستند).

بعد از این‌که قنوت انجام شد، نوبت رکوع است که همهٔ نمازگزاران خم می‌شوند و دست‌هایشان را بر زانو می‌گذارند و می‌گویند «سُبْحانَ رَبّیَ العَظیمِ وَ بِحَمْدِه» یا «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله».

بعد از رکوع می‌ایستند و سپس دو بار به سجده می‌روند و هربار در سجده، در حالی که پیشانی بر مُهر گذاشته‌شده، می‌گویند «سُبْحانَ رَبِّیَ الاَعلی وَ بِحَمْدِه» یا «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله».

بعد از این‌که سجده‌ها انجام شد، بلند می‌شوند و باز سوره منافقون یا سوره دیگرو سوره توسّط امام جمعه خوانده می‌شود و مأموم‌ها سکوت می‌کنند.

در این مرحله پس از تمام‌شدن حمد و سوره به همراه جماعت، به رکوع می‌روند، سپس قنوت می‌گیرند و بعد از قنوت، برای دو بار به سجده می‌روند.

بعد از دو سجده هم تشهّد و سلام خوانده می‌شود. یعنی در حالی که دوزانو نشسته‌اند و دست‌ها روی دو پا قرار دارند، می‌گویند «اشهَدُ اَن لا اِلهَ الا اللهُ وَحدهُ لا شریکَ لَهُ، واشهدُ انٌ محمداً عبدُهُ وَ رَسُولُهُ، اللّهُمٌ صَلٌ علی محمٌَدٍ والِ مُحمٌد، السّلامُ عَلَیْکَ اَیُّها النّبیُّ وَ رَحمةُ اللهِ و برکاتُه، السّلامُ علیْنا و عَلَی عِبادِاللهِ الصّالِحین، السّلامُ علیْکُمْ وَ رحمةُ اللهِ و بَرَکاتُه». نماز تمام می‌شود

این نماز باید حتماً به صورت جماعت خوانده شود و به تنهایی نمی‌توان آن را خواند. حداقل تعداد افراد، برای برپایی نماز جمعه، پنج نفر می‌باشد، یعنی یک نفر امام، و چهار مأموم تمام شرایطی که در نماز جماعت باید رعایت شود، در نماز جمعه هم معتبر است.

در نماز جمعهٔ اهل تشیع، نمی‌توان نماز جمعهٔ دوم را در محدودهٔ نماز جمعه‌ای که خوانده می‌شود، بجا آورد. دلیل آن این است که نماز جمعه باشکوه برگزار شود و اگر قرار باشد در یک شهر یا در یک محله چندین نماز جمعه برگزار شود تفرقه و پراکندگی صورت گرفته و زمینهٔ وحدت و عظمت مسلمین از بین می‌رود. بین دو نماز جمعه، حداقل باید یک فرسخ فاصله باشد در غیر این صورت نماز جمعه ای که دیرتر شروع شده باطل است.

ولی در نماز جمعهٔ اهل تسنن، نماز جمعه در هر شهر می‌تواند در هر مسجدی برگزار شود و هر شخص مورد تایید یک مسجد، می‌تواند امام جمعهٔ آن مسجد شود.. اهل تسنن نماز جمعه را واجب می دانند ولی بیشتر مراجع شیعه آن را در زمان غیبت امام، مستحب می دانند. سید محمد جواد غروی نماز جمعه را واجب عینی می‌داند یعنی به جای نماز ظهر روز جمعه حتماً باید نماز جمعه اقامه شود. و این حکم صریح خداوند است در سوره جمعه و نیز سنت قطعیه. نماز عیدین (فطر و قربان) را هم جزو نمازهای واجب می‌شمرد


در نماز جمعه مستحب است در رکعت اول پس از سورهٔ حمد، سورهٔ «جمعه» و در رکعت دوم پس از سورهٔ حمد، سورهٔ «منافقون» خوانده شود.

امام جمعه، شخصی است که امامت نماز جمعه را به عهده دارد. معمولاً خطیب و امام جمعه یک نفر هستند.

منبع ها:

  • آموزش نماز، مرکز اسلامی انگلیس، برداشت شده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸.
  • نماز جمعه، دانشنامهٔ رشد، برداشت شده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸.
  • محدودهٔ نماز جمعه، پایگاه حوزه، برداشت شده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸

     

    آئین اسلام،از بعد اجتماعى مهمى برخوردار است و با عنایت‏به‏بركات آثار وحدت و تجمع و یكپارچگى،در بسیارى از برنامه‏هایش‏بر این بعد،تكیه و تاكید كرده است.

    برگزارى نمازهاى روزانه واجب نیز به صورت جماعت و گروهى،یكى از این برنامه‏هاست.

    در اینجا به اهمیت‏«نماز جماعت‏»و آثار گوناگون آن اشاره‏مى‏كنیم:

    اهمیت نماز جماعت

    غیر از آثار فردى و اجتماعى نماز جماعت(كه به آنها اشاره خواهدشد)پاداش‏هاى عظیمى براى آن بیان شده كه در اینجا به بعضى ازروایات،اشاره مى‏شود. از رسول خدا(ص)نقل شده كه:«من سمع النداء فلم یجبه من غیرعلة فلا صلاة له‏» (1) نماز كسى كه صداى اذان را بشنود و بى دلیل،در نماز جماعت‏مسلمانان شركت نكند،ارزشى ندارد.

    در حدیث،تحقیر نماز جماعت،به منزله تحقیر خداوند بشمار آمده‏است:«من حقره فانما یحقر الله‏» (2) شركت دائم در نماز جماعت،انسان را از منافق شدن بیمه مى‏كند. (3) و براى هر گامى كه به سوى نماز جماعت و مسجد برداشته شود،ثواب‏و حسنه در نظر گرفته شده است. (4) همین كه كسى براى شركت در نماز جماعت از منزل خارج‏مى‏شود،یا در مسجد،در انتظار نماز جماعت‏به سر مى‏برد پاداش كسى‏را دارد كه در این مدت،به نماز مشغول بوده است. (5) تعداد حاضران در نماز جماعت،هر چه بیشتر باشد،پاداش آن بیشتراست.این كلام رسولخداست كه فرمود:«ما كثر فهو احب الى الله‏» (6) حدیث جالبى در بیان فضیلت نماز جماعت است كه قسمتى از آن‏در رساله‏هاى عملیه هم ذكر شده است.ترجمه تمام حدیث چنین است:

    اگر اقتدا كننده 1 نفر باشد،پاداش 150 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كننده 2 نفر باشد،پاداش 600 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كننده 3 نفر باشد،پاداش 1200 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كننده 4 نفر باشد،پاداش 2400 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كننده 5 نفر باشد،پاداش 4800 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كننده 6 نفر باشد،پاداش 9600 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كننده 7 نفر باشد،پاداش 19200 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كننده 8 نفر باشد،پاداش 36400 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كنندگان و امام جماعت‏به 10 نفر رسیدند،پاداش‏72800 نماز دارد.

    ولى،همین كه عدد افراد از ده نفر گذشت،حساب آنرا جز خداكسى نمى‏داند. (7) در حدیث دیگر است:هر كه نماز جماعت را دوست‏بدارد،خدا وفرشتگان او را دوست مى‏دارند. (8) در زمان پیامبر(ص)هرگاه افراد نماز جماعت كم مى‏شدند،آنحضرت به جستجو و تفقد از افراد مى‏پرداخت و مى‏فرمود:شركت درنماز صبح و عشاء،بر منافقان از هر چیز سنگین‏تر است. (9) قرآن نیز،از اوصاف منافقان،بى حالى و كسالت هنگام نماز را بیان‏كرده است. (10 چرا كه سحر خیزى و حضور در جماعت مسلمین،آن هم ازراه‏هاى دور و در گرما و سرما،نشانه صداقت در ایمان و عشق نمازگزاراست.

    حضور در نماز جماعت،خاص یك منطقه نیست.انسان در هر جا كه باشد،خوب است‏به فكر نماز جماعت و حضور در آن و تشویق‏دیگران باشد.

    رسول خدا(ص)در باره اهمیت جماعت،فرمود:

    «صلاة الرجل فى جماعة خیر من صلاته فى بیته اربعین‏سنة.قیل:یا رسول الله!صلاة یوم؟ فقال(ص):صلاة‏واحدة‏» (11) یك نماز با جماعت،بهتر از چهل سال نماز فرادى در خانه‏است. پرسیدند:آیا یك روز نماز؟فرمود:بلكه یك نماز.

    و مى‏فرمود:صف‏هاى نماز جماعت،همانند صف‏هاى فرشتگان درآسمان چهارم است. (12) اولین نماز جماعتى هم كه بر پا شد،به امامت رسول خدا و شركت‏حضرت على(ع)و جعفر طیار(برادر حضرت على(ع))بود.همین كه‏ابوطالب،فرزندش على(ع)را دید كه به پیامبر اقتدا كرده،به فرزنددیگرش جعفر گفت:تو نیز به پیامبر اكرم اقتدا كن و این جماعت دو سه‏نفرى،پس از نزول آیه «فاصدع بما تؤمر» بود،كه فرمان به علنى ساختن‏دعوت و تبلیغ مى‏داد. (13)

    آثار نماز جماعت

    بر پایى فریضه‏هاى دینى به صورت دسته جمعتى،غیر از پاداش‏هاى فراوانى كه یاد شد،در زندگى فردى و اجتماعى امت مسلمان نیز،آثارمثبت و فراوانى دارد كه به برخى اشاره مى‏شود:

    1- آثار معنوى

    بزرگترین اثر معنوى نماز جماعت،همان پاداش‏هاى الهى است كه گفته شد.روایت است كه شبى،على علیه السلام تا سحر به عبادت‏مشغول بود.چون صبح شد،نماز صبح را به تنهائى خواند و استراحت‏كرد.

    رسولخدا(ص)كه آنحضرت را در جماعت صبح ندید،به خانه اورفت.حضرت فاطمه(ع)از شب زنده‏دارى على(ع)و عذر او از نیامدن به‏مسجد سخن گفت.پیامبر فرمود:پاداشى كه بخاطر شركت نكردن درنماز جماعت صبح،از دست على(ع)رفت،بیش از پاداش عبادت تمام‏شب است. (14) رسول خدا(ص)فرموده است:

    لان اصلى الصبح فى جماعة احب الى من ان اصلى لیلتى‏حتى اصبح (15) اگر نماز صبح را به جماعت‏بخوانم،در نظرم محبوب‏تر ازعبادت و شب زنده‏دارى تا صبح است.

    بخاطر همین فضیلت و پاداش‏هاست كه اگر تعداد نمازگزاران از ده نفربیشتر شود،اگر تمام آسمان‏ها كاغذ،و دریاها مركب و درخت‏ها قلم شودو فرشتگان بنویسند،پاداش یك ركعت آنرا نمى‏توانند بنویسند. (16) . و نماز جماعت‏با تاخیر،بهتر از نماز فرادى در اول وقت است. (17)

    2- آثار اجتماعى

    نماز جماعت،مقدمه وحدت صفوف و نزدیكى دلها و تقویت كننده‏روح اخوت است.

    نوعى حضور و غیاب بى تشریفات،و بهترین راه شناسائى افراداست.

    نماز جماعت،بهترین،بیشترین،پاكترین و كم خرج‏ترین‏اجتماعات دنیاست و نوعى دید و بازدید مجانى و آگاهى از مشكلات ونیازهاى یكدیگر و زمینه ساز تعاون اجتماعى بین آحاد مسلمین است.

    3- آثار سیاسى

    نماز جماعت،نشان دهنده قدرت مسلمین و الفت دلها و انسجام‏صفوف است.

    تفرقه‏ها را مى‏زداید،بیم در دل دشمنان مى‏افكند،منافقان را مایوس‏مى‏سازد،خار چشم بدخواهان است.

    نماز جماعت،نمایش حضور در صحنه و پیوند«امام‏»و«امت‏»

    است.

    4- آثار اخلاقى،تربیتى

    در نماز جماعت،افراد در یك صف قرار مى‏گیرند و امتیازات موهوم صنفى،نژادى،زبانى،مالى و...كنار مى‏رود و صفا و صمیمیت ونوعدوستى در دلها زنده مى‏شود و مؤمنان،با دیدار یكدیگر در صف‏عبادت،احساس دلگرمى و قدرت و امید مى‏كنند.

    نماز جماعت،عامل نظم و انضباط،صف‏بندى و وقت‏شناسى‏است.

    روحیه فردگرایى و انزوا و گوشه‏گیرى را از بین مى‏برد و نوعى مبارزه‏با غرور و خودخواهى را در بر دارد.

    نماز جماعت،«وحدت‏»در گفتار،جهت،هدف و امام را مى‏آموزدو از آنجا كه باید پرهیزكارترین و لایق‏ترین اشخاص،به امامت نمازبایستد،نوعى آموزش و الهام دهنده علم و تقوا و عدالت است.

    نماز جماعت،كینه‏ها و كدورت‏ها و سوء ظن‏ها را از میان مى‏برد وسطح دانش و عبودیت و خضوع را در جامعه اهل نماز،افزایش مى‏دهد.

    به خاطر اینهمه آثار است كه به نماز جماعت،آنهمه توصیه شده‏است.حتى نابینایى وقتى از حضور پیامبر،اجازه خواست كه به مسجدنیاید،آنحضرت فرمود:از خانه تا مسجد،ریسمانى ببندد و به كمك آن،خود را به نماز جماعت‏برساند. (18) و نیز،نابینایانى كه اجازه ترك شركت‏در نماز خواستند،رسول خدا(ص)اجازه نفرمود. (19) از طرف دیگر،برخورد شدید نسبت‏به كسانى كه به نماز جماعت‏اهمیت نمى‏دهند،نشان دیگرى بر اهمیت و سازندگى آن است.

    در حدیث است كه به چنان كسان،همسر ندهید (20) و معرف آنان‏نشوید. (21)

    امام جماعت

    در نماز جماعت،آنكه جلو مى‏ایستد و مردم به او اقتدا مى‏كنند،«امام‏»نام دارد.بعضى نیز به او«پیشوا»مى‏گویند.در نظام اجتماعى‏سیاسى اسلام،آنكه پیشوایى جمعى را به عهده دارد،باید از یك سرى‏فضیلت‏ها و برترى‏ها برخوردار باشد،تا فضایل او،الهام‏بخش دیگران نیزباشد.در نماز جماعت نیز،پیشنماز،باید در علم و عمل و تقوا و عدالت،برتر از دیگران باشد.

    در حدیث مى‏خوانیم:«فقدموا افضلكم‏» (22) و«فقدموا خیاركم‏»، (23) یعنى با فضیلت‏ترین و بهترین خودتان را جلو بیندازید و به او اقتدا كنید.

    احادیث،در این باره،بسیار است.به چند نمونه اشاره مى‏كنیم:

    امام جماعت،باید كسى باشد كه مردم به ایمان و تعهد او اطمینان‏داشته باشند. (24) امام صادق(ع)فرمود:امام جماعت،رهبرى است كه شما را به سوى‏خدا مى‏برد،پس بنگرید كه به چه كس اقتدا مى‏كنید. (25) ابوذر فرمود:امام شما،در قیامت،شفیع شماست.پس شفیع خودتان‏را از افراد سفیه و فاسق قرار ندهید. (26) اقتدا كردن به افراد ناشناخته و آنان كه در دین یا امامت،غلومى‏كنند،نهى شده است. (27) افرادى كه در جامعه،بخاطر گناه علنى، شلاق خورده‏اند،یا از طریق نامشروع،بدنیا آمده‏اند،حق امام جماعت‏شدن ندارند. (28) امام جماعت، باید مورد قبول مردم باشد،و گرنه آن نماز،مورد قبول‏درگاه خداوند نیست. (29) امام صادق(ع) در تفسیر این آیه شریفه (خذوا زینتكم عند كل‏مسجد) (30) هنگام رفتن به مسجد،زینت‏خود را همراه داشته باشید)

    فرمود:زینت مسجد،پیشواى شایسته و امام جماعت مسجد است. (31) البته پوشیدن لباس پاك و داشتن وقار و عطر زدن و...نیز درروایاتى به عنوان‏«زینت مسجد»آمده است.

    امام باقر(ع)فرمود:امام جماعت‏باید از افراد اندیشمند و صاحب‏فكر باشد. (32) رسول خدا(ص) فرمود:كسى كه پشت‏سر امام عالم نماز بخواند،گویا پشت‏سر من و حضرت ابراهیم،نماز خوانده است. (33) امام جماعت،باید مراعات ضعیف‏ترین افراد را بكند و نماز را طول‏ندهد. (34) از مجموع این احادیث،موقعیت‏حساس امامت جماعت‏شناخته‏مى‏شود.

    انتخاب امام جماعت

    از آنجا كه در امام جماعت،برترى و فضیلت‏بر دیگران شرط است،اگر در موقعیتى،چند نفر شایستگى آنرا داشتند كه به آنان اقتدا شود،باز هم اوصاف و شرایطى به عنوان اولویت در روایات مطرح است كه‏آموزنده است و گرایش به ارزشها و انتخاب بهتر را مى‏آموزد.از جمله:

    1- كسى كه قرائت نمازش بهتر باشد(اقرئهم)

    2- كسى كه در هجرت،پیشقدم باشد(اقدمهم هجرة)

    3- كسى كه دین‏شناس‏تر و در مراتب علمى برتر باشد (اعلمهم‏بالسنة و افقههم فى الدین)

    4- كسى كه سن بیشترى داشته باشد(فاكبرهم سنا)

    5- كسى كه انس او با قرآن بیشتر باشد.

    6- كسى كه زیباتر و خوشروتر باشد. (35)

    7- صاحب منزل،از مهمان در امام جماعت‏شدن مقدم است.

    8- امام جماعت دائمى،بر افراد تازه وارد به مسجد،مقدم است.

    در میان امتیازات،به مسئله‏«عالم بودن‏»بیش از هر چیزى تكیه شده‏است.این دانایى و اعلمیت،در همه مواردى كه نوعى رهبرى و پیشوایى‏در كار است،شرط و امتیاز است.

    در حدیث است:

    «من صلى بقوم و فیهم من هو اعلم منه لم یزل امرهم الى السفال الى‏یوم القیامة‏» (36) كسى كه امامت نماز و پیشوایى گروهى را به عهده بگیرد،در حالیكه میان آنان،داناتر از او هم باشد، وضع آن جامعه تا قیامت،همواره رو به‏سقوط و پستى است.

    البته همچنانكه در حدیثى گذشت،امام جماعت‏باید مورد پذیرش وقبول مردم باشد.این مقبولیت،از راه علم و پاكى و عدالت و تواضع واخلاق نیكو بدست مى‏آید.

    نباید غفلت داشت كه گاهى دشمنان و اهل نفاق،براى ضربه زدن‏به اسلام و روحانیت،امام جماعتى را با شایعه و تهمت و دروغ،بدنام‏مى‏كنند تا او را به انزوا بكشند.هشیارى مردم، خنثى كننده این نقشه‏شیطانى است.پشت‏سر كسى نباید به جماعت ایستاد كه با فسق و گناه وبدرفتارى،مقبولیت‏خود را از دست داده است،نه آنكه دستهاى مرموزدشمن،او را از نظرها انداخته باشد!...

    عدالت در امام جماعت

    از شرایط امام جماعت،عادل بودن است.

    عدالت را در كتب فقهى تعریف كرده‏اند.فقهاى گرانقدر،از جمله‏حضرت امام خمینى(قدس سره)مى‏فرمایند:

    عدالت،یك حالت درونى است كه انسان را از ارتكاب گناهان‏كبیره،و تكرار و اصرار نسبت‏به گناهان صغیره باز دارد. (37) پاكى،تقوا،دورى از گناه،از نشانه‏هاى عدالت است.بنا به‏اهمیت این صفت،در نظام اسلامى یكى از امتیازات به حساب آمده ودر فقه اسلامى و قانونى اساسى، داشتن آن براى مسئولان بلند پایه ومشاغل حساس،شرط است و كارهاى مهم كشور و امور مردم،باید بدست افراد عادل انجام گیرد.

    به برخى از این موارد كه عدالت‏شرط است،توجه كنید:

    در مسائل عبادى،امام جماعت‏باید عادل باشد.

    در مسائل سیاسى عبادى،مثل نماز جمعه،خطیب و امام جمعه بایدعادل باشد.

    در مسائل سیاسى و حقوقى،(همچون نمایندگى مجلس و تصویب‏قوانین)نظر فقهاى عادلى بنام‏«شوراى نگهبان‏»معتبر است.

    در مسائل حقوقى،گرفتن و دادن هر حق به صاحبش،باید با گواهى‏افراد عادل باشد.

    در مسائل تربیتى،اجراى حدود اسلامى و تادیب ظالم و خلافكار،وقتى است كه افراد عادل،به خلاف و گناه او شهادت دهند.

    در مسائل اقتصادى،بیت المال باید دست افراد عادل باشد.

    در مسائل اجتماعى و فرهنگى،پخش و نشر خبرها،باید دست افرادعادل باشد و به خبر افراد فاسق،اعتماد نمى‏توان كرد،مگر پس ازتحقیق و تفحص.

    در مسائل نظامى،فرمانده كل قوا،با رهبرى است،كه عدالت‏شرط‏آنست.

    پس عدالت،از اركان مهم در نظام حكومتى اسلام و واگذارى‏مسئولیت‏هاى اجتماعى و تنظیم امور زندگى است

    نوشته شده در تاریخ شنبه 5 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()