تبلیغات
«إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهی‏ عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْکَرِ»

مساجد

 
 
مکه ـ مسجدالحرام

 
مدینه ـ مسجدالنبی

 
مراکش

 
ایران ـ مسجد امام اصفهان

 
مسجد جامع یزد

 
مسجد جمکران

 
 
کنیا

 
 
پاکستان

 
فیلیپین

 
قطر

 
اسپانیا

 
ترکیه 
 
کویت
قزاقستان
 
مزار شریف-افغانستان
 
برونی
 
کانادا
 
 
 

نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

البوم تصاویر نماز

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

مقالات

مقاله اول

چرا باید خدا را عبادت كنیم؟ و چرا این عبادت حتما باید بصورت نماز باشد؟ مگر نماز چه ویژگی‌هایی دارد؟

نماز،عبادات و دستورات دین

نماز از جمله عباداتی است كه علاوه بر این كه در قرآن در آیات زیادی بر آن تأكید شده، همراه با عبادات و دستورات دینی مختلفی نیز آمده است. كه در این مطلب به آن اشاره می كنیم.

 نماز و انفاق

 در سوره بقره از جمله صفات پرهیزكاران را اقامه نماز و انفاق بر می شمارد... و یقیمون الصلوة و مما رزقناهم ینفقون"(1)... و نماز به پای دارند و از هر چه روزی شان كردیم ( به فقیران) انفاق كنند."

 نماز و زكات

 در آیات زیادی از قرآن، نماز همراه با زكات مطرح شده است. زیرا نماز رابطه با خالق را محكم می كند و زكات به استحكام رابطه های بین خلق كمك می كند: " واقیمواالصلوة و اتواالزكوة..."(2) و نماز به پا دارید و زكات بدهید... ."

 نماز و روزه

 " واستعینوا بالصبر و الصلوة..."(3) و از صبر و نماز یاری جویید... .

در تفاسیر و روایات مختلف، مراد از صبر را در این آیه، روزه دانسته اند.(4)

 نماز و حج

 " واذ جعلناالبیت مثابة للناس و امناً واتخذوا من مقام ابراهیم مصلی ..."(5) ( و به خاطر بیاورید) هنگامی را كه خانه كعبه را محل بازگشت و مركز امن و امان برای مردم قرار دادیم ( و برای تجدید همین خاطره) از مقام ابراهیم نمازگاهی برای خود انتخاب كنید... ."

نماز و عدالت

 " قل امر ربی بالقسط و اقیموا وجوهكم عند كل مسجد..." (6) بگو پروردگارم به عدالت فرمان داده است، و توجه خویش را در هر مسجد به سوی او كنید..." خداوند به پیامبر فرمان داده است كه هر چیز را در مورد صحیح خود به كار برده و به جای خود بنهید و فقط به سوی او و برای او و خالصانه عبادت كنید.

نماز و جهاد

 در آیه40 سوره حج، یكی از فلسفه های جهاد را جلوگیری از تخریب نمازخانه ها و عبادتگاهها بیان می كند. " الذین اخرجوا من دیارهم بغیر حق الا ان یقولوا ربناالله و لولا دفع الله بعضهم ببعض لهدمت صوامع و بیع و صلوات و مساجد یذكر فیها اسم الله كثیراً..." همانا كه به ناحق از خانه خود بدون هیچ دلیلی اخراج شدند جز این كه می گفتند پروردگار ما الله است و اگر خداوند بعضی از آنها را به وسیله بعضی دیگر دفع نكند، دیرها، صومعه ها و معابد یهود و نصارا و مساجدی را كه نام خدا در آن بسیار برده می شود، ویران می گردد... ." به این ترتیب حتی به قیمت خون دادن، باید از مكان نماز و عبادات حفاظت و حراست كرد.

نماز و امر به معروف و نهی از منكر

 لقمان ضمن بیان سفارشاتی به پسرش، به او توصیه می كند كه : " یا بنی اقم الصلوة و امر بالمعروف و انه عن المنكر..."(7) ای فرزند عزیزم نماز را به پا دار و امر به معروف و نهی از منكر كن..."

با برپایی نماز كه انسان را از زشتی ها و منكرات باز می دارد، روح و جان خود را از همه آلودگی ها پاك و به صفات پسندیده آراسته كنید و آنگاه مردم را به خوبی ها امر و از بدی ها و منكرات نهی نمایید.

 نماز و تلاوت قرآن

 " ان الذین یتلون كتاب الله و اقامواالصلوة..."(8)؛ آنها كه كتاب خدا را تلاوت كرده و نماز به پا می دارند...

 نماز و مشورت

 "والذین استجابوا لربهم و اقامواالصلوة و امرهم شوری بینهم..."(9) و آنان كه امر خدا را اجابت كردند و نماز را به پا داشتند و كارشان را به مشورت یكدیگر انجام دهند... . مؤمنان به وسیله نماز ارتباط خود را با خدا محكم تر كرده و با مشورت با یكدیگر، موجبات دلگرمی دیگران را فراهم آورده و وحدت بیشتری را در جامعه اسلام سبب می شوند.

 نماز و اعطای وام

 "... و اقیمواالصلوة و اتواالزكوة و اقرضواالله قرضاً حسناً..."(10)؛ ... و نماز به پا دارید و زكات بدهید و به خدا قرض نیكو دهید و برای خدا به محتاجان قرض الحسنه دهید... . هرگاه انسان نماز را با نیت خالص و با حفظ تمام اركان آن و با مداومت اقامه كرد آنگاه همه چیز را از خدا و به سوی او می داند و لذا می تواند زكات مال خود را بپردازد و چون به مالكیت روز جزای خداوند معتقد است و پاداش آن روز را باور دارد، مال خود را انفاق می كند و به نیازمندان قرض الحسنه می دهد. حال چون از همه بدی ها پیراسته شده، در جهت آراسته شدن جامعه به صفات انسانی، تلاش و كوشش می كند و حتی از بذل جان خود نیز دریغ نمی ورزد. نیز هرگاه از او در امری نظر بخواهند، بدون سوء نیت، تمام اطلاعات و دانسته های خود را بدون كم و كاست در اختیار آنها قرار می دهد و به این ترتیب در برقراری عدالت در تمام شئونات آن كمك می كند.

پی نوشت ها:

1. بقره/ 3 و نیز در آیه 29 سوره فاطر و آیه 38 سوره شوری این دو همراه آمده اند.

2. بقره/43 و در آیات زیاد دیگری از جمله در آیات83، 110، 177و 277 همین سوره، این دو همراه ذكر شده اند.

 

مقاله دوم

اقامه نماز مؤلفه چه کسانی است؟

خدای منان از روی لطف بی پایان بر آدمیان منّت نهاده، به آنها اجازه معراج به عالم ملک و ملکوت عطا فرموده و نماز را نردبان ترقی و ابزار ارتقاء به عالم بالا قرار داده است.

انسان خاکی که همواره اسیر امیال نفسانی و غرایز حیوانی است، به هنگام نماز پرده های ظلمانی جهان ماده را کنار می زند، جاذبه دست و پاگیر کره خاکی را می شکند، موانع نیرومند عالم شغلی را از جلوی پایش بر می دارد و به جهان بالا راه می یابد، با خدای خود بی واسطه سخن می گوید، و درد دل می نماید و خود را از چنگال نفس و شیطان می رهاند.

نماز اوج معراج انسان، راز و نیاز با خدای سبحان، موجب نزول رحمت یزدان، سنگر مبارزه با نفس و شیطان، بازدارنده انسان از خطا و عصیان، وسیله ی تقرب پارسایان و رمز بندگی مخلصان است.

نمازگزاران چه کسانی هستند؟

در قرآن کریم  ضمن آیاتی خدای متعال نمازگزاران واقعی را معرفی می نماید و اینکه اقامه نماز چه تأثیری در زندگی مادی و معنوی انسان دارد را ذکر می کند که بدین وسیله اهمیت اقامه نماز را بیان می دارد.

نماز؛ نشانه مومن

" قل لعبادی الذین امنوا یقیمواالصلوة و ینفقوا مما رزقناهم سراً و علانیة من قبل ان یاتی یوم لا بیع فیه ولا خلال." (ابراهیم / 31)

بگو به بندگان من که ایمان آورده اند، نماز را بر پا دارند و از آنچه به آنها روزی داده ایم پنهان و آشکار انفاق کنند، پیش از آن که روزی فرا رسد که نه چیزی توان خرید و نه دوستی کسی "جز خدا" به کار آید .

در این آیه خداوند به وسیله پیامبراکرم(ص) به بندگانی که ایمان آورده اند دستور می دهد که تا روز قیامت او را رها نکنند که در آن روز هیچ مجالی برای جبران از دست داده ها نیست و از میان تمام راههایی که به خدا می رسد، اقامه نماز و انفاق – یقیمواالصلوة و ینفقوا – را بیان می کند. چرا که تمام دستورات دیگر (که اصلاح بین خدا و بندگان و بنده با بندگان دیگر است) از این دو رکن منشعب می شود و این تاکیدی دیگر بر اهمیت نماز است.

در جای دیگر می فرماید:

"انما المومنون الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم و… . الذین یقیمون الصلوة و مما رزقناهم ینفقون." (انفال / 2- 3)

مومنان کسانی هستند که چون ذکری از خدا شود، "از عظمت و جلال خدا " دلهایشان ترسان می شود و … . کسانی که نماز را به پا می دارند و از هر چه روزی آنها کردیم انفاق می کنند.

در این آیه از جمله صفات بارز مومنان را اقامه نماز می داند. چرا که وقتی ایمان در دل مستقر گردید، انسان به سوی عبودیت معطوف شده و با اخلاص و خضوع، پروردگار خود را عبادت می کند که از بهترین مظاهر آن نماز است. "وجل" همان حالت خوف و ترسی است که به انسان دست می دهد که سرچشمه آن یکی از این دو چیز است: گاهی به خاطر درک مسئولیتها و احتمال عدم قیام به وظایف لازم در برابر خدا می باشد، و گاهی به خاطر درک عظمت مقام و توجه به وجود بی انتهای او است. مومنان در پرتو احساس مسئولیت و درک عظمت پروردگار و همچنین ایمان فزاینده و بلندنگری توکل، از نظر عمل دارای دو پیوند محکمند، پیوند و رابطه نیرومندی با خدا و پیوند و رابطه نیرومندی با بندگان خدا.

تعبیر به اقامه نماز (به جای خواندن نماز) اشاره به این است که نه تنها خودشان نماز می خوانند بلکه کاری می کنند که این رابطه محکم با پروردگار همیشه و در همه جا بر پا باشد.

خدای متعال در آیه دیگر می فرماید:

"والمومنون والمومنات بعضهم اولیاء بعض یامرون بالمعروف و ینهون عن المنکر و یقیمون الصلوة …" (توبه / 71)

و مردان و زنان با ایمان یار و یاور یکدیگرند، امر به معروف و نهی از منکر می کنند و نماز برپا می دارند… مؤمنین علاوه بر این که به خاطر دوستی و محبتی که نسبت به یکدیگر دارند، همدیگر را به نیکی ها دعوت و از بدیها و منکرات باز می دارند و بر خلاف منافقان که دلهایشان را گرد سیاه نسیان یاد حق فرا گرفته، دلهایشان از یاد حق سرشار بوده و به نور ذکر خدا جلا یافته است و برای محکم شدن رشته یاد خدا نماز را بر پا می دارند و قرآن را وسیله هدایت و بشارت برای مومنانی می دانند که (هدی و بشری للمومنین. الذین یقیمون الصلوة و یوتون الزکاة و هم بالاخرة هم یوقنون. – قرآن – وسیله هدایت و بشارت برای مومنان است. کسانی که نماز را بر پا می دارند و زکات را ادا می کنند و به آخرت یقین دارند.)

خدای متعال در سوره مومنون / آیه 1 و 2 می فرماید:

"قد افلح المومنون. الذین هم فی صلاتهم خاشعون."

مومنان رستگار شدند. آنها که در نمازشان خشوع دارند.

در این آیات رستگاری را برای مومنان می داند، کسانی که نه تنها ایمان در قلوبشان وارد شده بلکه به صفات حسنه ای نیز متصفند. اولین آنها خشوع در نماز است. قرآن با بیان این ویژگی، این نکته را یادآوری می کند که نماز الفاظ و حرکات بی روح نیست بلکه به هنگام نماز مومنان آن چنان متوجه پروردگار می شوند که خود را ذره ای می بینند در برابر وجود بی پایان. قرآن در واقع نماز را اولین شرط ایمان ذکر می کند. لذا مومنان برای حفظ ارتباط خود با این وجود بی پایان، بر نمازهایشان مواظبت می کنند. "والذین هم علی صلواتهم یحافظون." (مومنون / 9) و آنها که بر نمازهایشان محافظت دارند.

مومنان واقعی از نماز تنها به ادای الفاظ بسنده نمی کنند بلکه با محافظت و مراقبت بر اوقات نماز، حفظ خشوع و خضوع در نماز و درک مفاهیم نماز و این که در پیشگاه چه کسی اقامه می شود، نمازی با روح و روح بخش برپا می دارد.

نماز؛ از ویژگیهای متقین

"ذلک الکتاب لاریب فیه هدی للمتقین. الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوة و مما رزقناهم ینفقون." (بقره / 2 و 3)

این کتاب – قرآن – بی هیچ شک راهنمای پرهیزکاران است. کسانی که به جهان غیب ایمان آورند و نماز به پای دارند و از هر چه روزیشان کردیم به فقیران انفاق کنند.

از نشانه های پرهیزکاران، ایمان به غیب است و این نخستین نقطه جدایی مومنان از غیر آنهاست، ویژگی دیگر آنها، برپا داشتن نماز است. نماز که رمز ارتباط با خدا است، مومنانی را که به جهان ماوراء طبیعت راه یافته اند در یک رابطه دائمی و همیشگی با آن مبدا بزرگ آفرینش نگه می دارد، آنها تنها در برابر خدا سر تعظیم خم می کنند، و تنها تسلیم آفریننده بزرگ جهان هستی هستند، و به همین دلیل دیگر خضوع در برابر بتها، و یا تسیلم شدن در برابر جباران و ستمگران، در برنامه آنها وجود نخواهد داشت.

چنین انسانی احساس می کند از تمام مخلوقات دیگر فراتر رفته، و ارزش آن را پیدا کرده که با خدا سخن بگوید، و این بزرگترن عامل تربیت او است.

کسی که شبانه روز حداقل پنج بار در برابر خداوند قرار می گیرد، و با او به راز و نیاز می پردازد، فکر او، عمل او، همه خدایی می شود، و چنین انسانی چگونه ممکن است برخلاف خواست او گام بردارد. مشروط بر اینکه راز و نیازش به درگاه حق، از جان و دل سرچشمه گیرد و با تمام قلب رو به درگاهش آورد.

نماز از علامتهای اولوالالباب

"… انما یتذکر اولوالالباب. الذین یوفون بعهدالله  ولا ینقضون المیثاق. والذین یصلون ما امرالله به ان یوصل و یخشون ربهم و یخافون سوء الحساب. والذین صبروا ابتغاء وجه ربهم و اقاموا الصلوة … (رعد / 19 تا 22)

به درستی که صاحبان خرد متذکر می شوند – کسانی که به عهد خدا وفا می کنند و پیمان نمی شکنند – و کسانی که آنچه را خدا به پیوند آن امر کرده اطاعت می کنند و از خدا می ترسند و به سختی هنگام حساب می اندیشند و کسانی که در طلب رضای خدا راه صبر پیش می گیرند و نماز به پا می دارند…

در این آیات برای اولوالالباب (صاحبان مغز و اندیشه) صفاتی را بر می شمارد. از جمله صفات آنان - که پایان نیک و باغهای جاویدان بهشت به آنان وعده داده شده است – برپا داشتن نماز است و با این که در این آیات، وفای به عهد الهی، پیوندهای الهی و صبر را ذکر کرده و نماز را می توان از مصادیق آنها برشمرد ولی به طور جداگانه به آن اشاره شده و این به علت نقش فوق العاده ای است که نماز در طهارت روح و روان انسانها دارد و اهمیت فوق العاده ای را که خداوند برای آن قائل است می رساند.

نماز از نشانه های محسنین

"… هدی و رحمة للمحسنین. الذین یقیمون الصلوة و یوتون الزکوة و هم بالاخرة هم یوقنون." (لقمان / 3 و4)

…(قرآن) مایه هدایت و رحمت برای نیکوکاران است. کسانی که نماز بر پا می دارند و زکات را ادا می کنند و به آخرت یقین دارند.

در این آیه خدای متعال، قرآن که هیچ سخن باطلی در آن راه نداشته و محتوای مستحکمی دارد را مایه هدایت و رحمت نیکوکاران می داند و سپس نشانه های آنها را بیان می کند که اولین آنها برقراری پیوند محکم با خدا (اقامه نماز) است.

نماز، ویژگی مصلحان

"والذین یمسکون بالکتاب و اقامواالصلوة انا لا نضیع اجرالمصلحین." (اعراف / 170)

و کسانی که به کتاب (خدا) تمسک جویند و نماز را بر پا دارند، پاداش بزرگی خواهند داشت زیرا ما پاداش مصلحان را ضایع نخواهیم کرد.

اجر و پاداش برای کسانی است که کمترین مخالفتی با کتاب خدا انجام نداده بلکه دستورات آن را مو به مو انجام داده و برای  تحقق مفاهیم آن از جان و دل می کوشند؛ که از جمله آنها امر به نماز است. آنها با نماز، یاد خدا و خضوع در برابر او – که جان همه دستورات دینی است – را حفظ کرده و با استحکام پیوند با خدا، در هر کار و برنامه ای او را حاضر و ناظر بر اعمال خود می بینند و بنابراین با دستورات حق تعالی مخالفت نمی کنند. اینکه می بینم از میان فرمانهای خدا خصوصاً روی نماز تکیه شده است به خاطر آن است که نماز واقعی پیوند انسان را با خدا چنان محکم می کند که در برابر هر کار و هر برنامه او را حاضر و ناظر می بیند و مراقب اعمال خویش می باشد.

مولفه ای از مخبتین

"… و بشرالمخبتین. الذین اذا ذکرالله وجلت قلوبهم  والصابرین علی ما اصابهم  والمقیمی الصلوة و مما رزقناهم ینفقون." (حج / 34 و 35)

و بشارت ده متواضعان را. کسانی که وقتی نام خدا برده می شود دلهایشان مملو از خوف پروردگار می شود و در برابر مصائب شکیبا هستند و نماز را بر پا می دارند و از آنچه روزیشان داده ایم انفاق می کنند.

فروتنان، نه تنها هنگام یاد خدا درونشان از خوف خداوند سرشار می شود و بر مصائب صبورند بلکه آثار تواضع دراعمال آنها نیز ظاهر می شود و در برابر یکتای بی همتا به سجده می افتند و پیشانی بر خاک می سایند.

نشانه ای از دانشمندان

"…انما یخشی الله من عباده العلماء انّ الله عزیز غفور. ان الذین یتلون کتاب الله و اقاموا الصلوة…" (فاطر / 28 و 29)

از میان بندگان خدا تنها دانشمندان از او می ترسند، خداوند عزیز و غفور است. کسانی که کتاب الهی را تلاوت می کنند و نماز را برپا می دارند.

از میان بندگان، دانشمندانند که به مقام عالی خشیت یعنی ترس از مسئولیت توام با درک عظمت مقام پروردگار نائل می گردند، این حال "خشیت" مولود سیر در آیات آفاقی و انفسی و آگاهی از علم و قدرت پروردگار، و هدف آفرینش است.

"راغب" در "مفردات" می گوید: خشیت به معنی ترسی است آمیخته ی با تعظیم، و غالباً در مواردی به کار می رود که از علم و آگاهی به چیزی، سرچشمه می گیرد و لذا در قرآن مجید این مقام مخصوص عالمان شمرده شده است.

در قرآن کریم یکی از ویژگی های دانشمندان، تلاوت کتاب خدا و اقامه نماز مطرح شده است.

قابل ذکر است که منظور از تلاوت قرآن، قرائت سرسری و نیز منظور از اقامه نماز، خواندن صرف نیست.

و اما نشانه ای از یاران خدا

"… ولینصرن الله من ینصره ان الله لقوی عزیز. الذین ان مکناهم فی الارض اقامواالصلوة …"(حج / 40-41)

و خداوند کسانی را که او را یاری کنند، یاری می کند. خداوند قوی و شکست ناپذیر است. (یاران خدا) کسانی هستند که هرگاه در زمین به آنها قدرت بخشیدیم، نماز را بر پا می دارند.

در این آیات به یاوران خدا وعده یاری داده می شود و سپس ویژگی آنها را بر می شمرد. اولین ویژگی آنها این است که بعد از این که در زمین به قدرت برسند نماز را بر پا می دارند. آنها پس از پیروزی، آن را از خود نمی دانند بلکه لطفی از جانب خدا می دانند و برعکس شاهان و ستمگران از باده پیروزی سرمست و مغرور نمی شوند، بلکه با برپایی نماز، ارتباطشان را با خدا محکمتر کرده و تشکر او را به جا می آورند.

 

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 9 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

نماز از دیدگاه علوم پزشکی

فوید پزشكی راز ونیاز .

نقل از سایت پزشکی امروز.



 مطالبی که در رابطه با فواید علمی نماز گفته می شود، فقط بعد کوچکی از ابعاد متعدد نماز است. پرداختن به فواید دنیوی نماز، نباید ما را از توجه به دریاهای نور و معنویت نماز غافل کند.
 این مطالب فقط تاییدات علمی هستند و نباید حکایت ما مثل گروهی شود که نماز را نوعی ورزش سوئیسی تعبیر کردند و دلشان خوش بود که فلسفه نماز را می دانند.

 حقیقت نماز در باطن و روح او نهفته است. ولی این باطن باید در یک ظاهر و قالبی که تعیین شده تحقق پیدا کند . وقتی ظاهر نماز با روح و باطن آن آمیخته شود تاثیر خود را می گذارد.

 

 تاثیر نماز بر بهداشت خواب:

     خواب از دو مرحله خواب عمیق و خواب


 

REM تشکیل شده است که به طور یک در میان در طی شب حاصل می شوند.

پس از آنکه حدود 45 دقیقه از خواب رفتن انسان گذشت، مرحله REM آغاز می شود و برای مدت کوتاهی ( حدود 10 تا 15 دقیقه ) ادامه می یابد.

 در طول مرحله REM، به طرز اسرار آمیزی تمام عظلات اسکلتی بدن از کار می افتد و شخص کاملا بی حرکت می شود. و نوار مغزی شخص به جای حالت خواب، حالت بیداری کامل را نشان می دهد، طوری که در این حالت مغز از فعالیت بالایی برخوردار است.

در طی مرحله ی REM، درجه حرارت بدن و ضربان قلب به طور غیر منتظره ای بالا می رود و حرکات سریع در چشم های فرد دیده می شود که علت نامگذاری این مرحله نیز می باشد. ( مرحله حرکت سریع چشم Rapid Eye Movement ) اگر شخص را در این حالت بیدار کنیم، ادعا می کند که در حال دیدن خواب بوده.

     مرحله REM پس از 10 تا 15 دقیقه متوقف می شود و پس از آن در طول خواب و به طور دوره ای و منظم تکرار می شود. با این وجود کل دوران REM در طول یک خواب 8 ساعتی در اشخاص طبیعی، 90 دقیقه خواهد بود و قسمت اعظم آن در ساعات نزدیک به صبح به وقوع می پیوندد. امروزه دانش پزشکی به اثبات رسانده که یکی از علائم مهم در بیماری افسردگی، افزایش مدت خواب REM نسبت به میزان طبیعی است، طوری که شخص افسرده بیشتر از سایر اشخاص خواب می بیند. یعنی زمان بیشتری را در مرحله REM به سر می برد.

     زمان نماز صبح که در قرآن تاکیید زیادی به آن شده است، به گونه ای قرار گرفته است که سبب کاهش قابل ملاحظه میزان خواب REM در اشخاص می شود. چون دقیقا در زمانی قرار گرفته است که خواب REM بیشتر اتفاق می افتد.
 

تاثیر نماز بر بیماری آسم:

در ایجاد بیماری آسم سه عامل نقش بسزایی دارند:

1-میکروبهایی که وارد دستگاه تنفسی انسان می شوند.

2-عوامل حساسیت زا، از جمله گرد و غبار، گرده گلها و ... .

3-مسائل روانی از جمله اضطراب، عصبانیت، غم و شادی ... .

    ا ز دیدگاه دیگر تاثیر تلقین در آسم است که باعث تسکین حمله های آسم می شود. برای نمونه پزشک مبتلا به آسمی، شب هنگام دچار حمله می شود. کلید برق را پیدا نمی کند و با وسیله ای پنجره را می شکند و چند نفس عمیق می کشد. حال پزشک بهبود می یابد و به رخت خواب باز می گردد. ولی وقتی صبح از خواب بیدار می شود مشاهده می کند که به جای شیشه پنجره، آینه را شکسته است.

     می توان نتیجه گرفت که چنانچه بیماران احساس امنیت روانی داشته باشند، قدم بزرگی در تسکین بیماری آنها برداشته می شود. تاثیر تنش زدایی نماز به خاطر احساس روانی عمیقی است که در اثر آن حاصل می شود و بدین ترتیب ثبب کاهش حمله های آسم می گردد. همچنین میکروبها که خود یکی از عوامل بر انگیزنده آسم می باشند، به وسیله شستشوی مجرای تنفسی در ضو تا حدی قابل کنترل است.

     شستن دهان و بینی با آب درهنگام وضو، ثوا ب زیادی دارد. چون باعث می شود هوای بهتر و بیشترو تمیزتری به مغز، خون و بافتهای بدن برسد که باعث تقویت بینایی، بویایی، شنوایی و تقویت حافظه می گردد.


تمرکزوسلامتی یافتن:

مستحب است قبل از وضو هفت مرتبه ذکر لا اله الا الله گفته شود. تکرار سبب تمرکز می شود. در یوگا هم با تکرار حرکات باعث افزایش تمرکز می شویم.

همچنین گفته شده که اگر هنگام ریختن آب صلوات بفرستید، بلا از آن عضو بدن رفع می شود. دلیل آن تلقین است. چون وقتی این جمله را می خوانیم تمام فکرمان سلامتی اعضای بدنمان می باشد، و همین امر باعث سلامتی و نشاط عضوهای بدنمان می شود.

 
وضو و معالجه بیماری ها:
وضو سبب رفع بسیاری از بیماریها می شود. دلیلش اثر آب سردبر روی نقاط حساس بدن در قسمتهایی است که وضو می گیریم. جالب این است که در دین اسلام نقاط طب سوزنی مخصوصا در وضو رعایت شده است.

برای مثال، آقایان باید آب را از پشت آرنج بریزند. ولی خانمها باید آب را از قسمت تای دست بریزند. چونکه نقاط طب سوزنی در آقایان و خانها در بعضی از نقاط فرق می کند.

این را هم بدانید که با تحریک نقاط طب سوزنی بوسیله آب سرد وضو، خط سیر چهارده نصف النهار را تحریک می کنیم و باعث سرحالی، شادابی، تسکین دردها، نیروی جسمانی وروحی و معالجه بسیاری از بیماریها می گردد.

و همچنین تمامی اعضاء داخلی بدن را تقویت می کند.از جمله: ریه ها، روده بزرگ، معده، قلب، کلیه ها، کبد و...


 
ایجاد نیرو و نشاط با وضو:

در احادیث آمده که بعد از وضو، بدن را با چیزی خشک نکنیم وبگذاریم خودش خشک شود. دلیل آن اینست که بدن در برابر سرمائی که حس می کند، خود به خود درجه حرارت آن بالا می رود تا بدن را خشک کند، که همین تحریکات حرارتی باعث باز شدن منافذ زیرپوست می شودو اکسیژن بیشتری به بافتهای پوست و مقداری هم عظلات زیر پوست می رسد و باعث نیرو و نشاط می گردد.
 

رابطه نماز با میدان مغناطیسی و بارهای الکتریکی:

هارولد بور از دانشگاه بیل برای اولین بار با انجام یک آزمایش ساده به وجود میدان مغناطیسی در اطراف موجود زنده پی برد و بعد متوجه شد که این میدان در بدن انسان نیز وجود دارد.

 
تشکیل میدان مغناطیسی بدن:

     همانطور که می دانید، در بدن ما میلیونها عصب وجود دارد که کار انتقال پیام در بدن ما بوسیله تحریک الکتریکی این عصبها صورت می گیرد. در اثر شارش بار در اطراف آنها، در بدن ما یک میدان تشکیل می شود و میدان بدن ما در اثر فعالیت همزمان میلیونها عصب به وجود می آید.

 

امواج مغزی:

     دستگاه موج نگارمغز چهار نوع منحنی ازامواج مغزی را ارائه می دهد که عبارتند از: آلفا، بتا، دلتا و تتا.

     ریتمهای دلتا کندترین امواج مغزی با تناوب 1 تا 3 دور در ثانیه بوده و اغلب در خواب عمیق ظاهر می شوند. ریتمهای تتا که دارای تناوب 4 تا 7 دور در ثانیه می باشند و به خلق و خوی بستگی دارند. ریتمهای آلفا که دارای تناوب 8 تا 12دور در ثانیه می باشد و در اوقات تفکر، تامل آزاد  رخ داده و در صورت تمرکز حواس قطع می شوند. و بالاخره ریتمهای بتا با تناوب 13 تا 22 دور در ثانیه، ظاهرا منحصر به نواحی جلویی مغز، یعنی جایی که فعالیتهای پیچیده مغز رخ می دهد می باشند.

 
میدان مغناطیسی بدن و امواج مغزی در معرض خطر:

     حتما تا به حال درباره خطرات گوشیهای موبایل یا زندگی در نزدیکی نیروگاه های برق چیزهایی شنیده اید.  بنابر تحقیقات پرفسورلای، امواج مغناطیسی خارجی که از نیروگاه های برق یا وسایل برقی مثل سشوارو ... ساتع می شود، به
DNA سلولهای مغزی آسیب می رساند و قابلیت ترمیم را در آنها از بین می برد. میدانهای مغناطیسی خارجی علاوه بر آسیب به DNA مغز اثر منفی دیگری به بدن دارند. این میدانها باعث اختلال در میدان مغناطیسی طبیعی بدن می شوند.  همانطور که می دانید نزدیک به 70% از بدن ما را آب فرا گرفته است و مولکولهای آب به صورت دو قطبی هستند و زمانی که ما در معرض یک میدان مغناطیسی خارجی قرار می گیریم، این مولکولها در جهت آن میدان قرار می گیرند و این پدیده باعث می شود، نظم میدان مغناطیسی ما به هم بریزد.

     علاوه بر عوامل خارجی یکسری عوامل داخلی نیز وجود دارند که باعث می شوند اختلال در میدان بدن ایجاد شود. مهمترین آنها بارهای الکتریکی هستند که هنگام شارش بار در عصب، در اطراف آن به وجود می آیند و به صورت الکتریسته ساکن در بافتهای بدن ذخیره می شوند و میدانی که در اطراف این بارها به وجود می آیند در میدان بدن ایجاد خلل می کنند. این بارها به خصوص در نقاطی که تراکم اعصاب بیشتر است ذخیره می شوند و به دلیل این که هم تراکم زیادی دارند و هم در نزدیکی عصبهای بیشتر و مهمتری قرار دارند، برای بدن به شدت مضر هستند. از جمله این نقاط ناحیه سر، دستها و قسمت مچ پا به پایین است.

      در بین این سه قسمت، سر اهمیت ویژه ای دارد. چون بارهای ذخیره شده در آن علاوه بر ایجاد خلل در میدان مغناطیسی بدن، باعث اغتشاش در امواج مغزی نیز می شوند.

      به ظاهر ما روزانه تنها دقایقی را در معرض میدان مغناطیسی هستیم. مثل موبایل، سشوار و... اما در طول دوران زندگی خود در معرض میدان مغناطیسی  بسیار قوی هستیم وآن میدان مغناطیسی زمین است.

 نماز و میدان مغناطیسی:

     آنگونه که از تصاویر به دست آمده از میدان مغناطیسی زمین پیداست، به طور شگفت انگیزی اگر انسان در هر نقطه ای از زمین رو به قبله بایستد، میدان مغناطیسی بدنش بر میدان مغناطیسی زمین منطبق می گردد و در مدتی که در نماز است میدان بدنش منظم می شود.

 نماز وبارهای الکتریکی:

    همان طور که قبلا اشاره شد، بارهای زائدی که در اثر تحریکات الکتریکی اعصاب به وجود می آیند هم شبیه میدان بدن بر امواج مغزی اثر سوء دارند. این اثرات در نواحی که اعصاب در آن تحرک بیشتری دارند، خطرات جدیتری ایجاد می کنند. و باید هر چه سریعتر از آن نواحی دور شوند.

      به طرز حیرت آوری می بینیم که این نواحی، دقیقا نواحی هستند که در وضو شسته می شوند( سر، دست، مچ پا به پایین) و بنابر تحقیقات صورت گرفته، بهترین راه دفع این بارهای زائد، استفاده از یک ماده رساناست. سریعترین و ارزانترین و بی ضررترین ماده برای این کار، آب است. جالب این جاست که آب هر چه خالص تر باشد، سریعتر بارهای ساکن را از بدن ما به اطراف گسیل می دهد و هیچ مایعی مثل آب خالصی که در وضو به انسانها سفارش شده این اثر را ندارد.
 

نماز و امواج مغزی:

     با دفع بارهای زائد بدن در وضو، امواج مغزی در ایده آل ترین حالت قرار می گیرند. علاوه بر آن حالت تمرکزی که در هنگام نماز در انسان به وجود می آید، تشعشع امواج آنها را به اندازه قابل توجهی بالا می برد و توانایی مغز را در تولید این امواج بالا می برد.


 


حالات نماز:

1-      ایستادن در نماز:


     ایستادن در نماز، باعث تقویت حالت تعادلی بدن شده و قسمت مرکزی مخچه که محل کنترل اعمال و حرکات ارادی است را تقویت می کند. این عمل باعث می شود تا فرد با صرف کمترین نیرو و انرژی به انجام صحیح حرکات بعدی بپردازد.



     نماز قسمت فوقانی بدن را پرورش داده و ستون مهره ها را تقویت کرده و آن را در حالت مستقسم نگاه می دارد.



     وقتی چشمها در حالت نماز ثابت می ماند، جریان فکر هم خود به خود آرام شده و در نتیجه تمرکز فکر افزایش می یابد. ثابت ماندن چشم باعث بهبود ضعف و نواقصی چون نزدیک بینی می شود و به لحاظ روانی باعث افزایش مقاومت عصبی فرد شده و بی خوابی و افکار نا آرام را از انسان دور می کند.



2- رکوع در نماز:



     تقویت ماهیچه های شکم، حفظ سلامت دستگاه گوارش و رفع یبویت مزمن، سوء هاضمه و بی اشتهایی از خواص رکوع در نماز است.



     کارشناسان می گویند در حالت رکوع ماهیچه های اطراف ستون مهره ها منبسط می شود که در تعادل و آرام کردن سمپاتیک موثر است.



     مدت زمان خواندن ذکر رکوع نیز باعث تقویت عظلات صورت، گردن، ساق پا و رانها می شود و به این ترتیب به جریان خون در قسمتهای مختلف بدن سرعت می بخشد. تنظیم متابولیسم بدن، فراهم نمودن زمینه از بین رفتن اکثر بیماریها از بدن، کمک به افزایش حالت استواری و استحکام مغز از دیگر خواص رکوع در نماز است.



 


3- سجده در نماز:


     سجده، ستون مهره های بدن را تقویت کرده و درد های سیاتیک را آرام می کند. سجده علاوه بر از بین بردن یبوست و سوء هاضمه، پرده دیافراگم را تقویت کرده و به دفع مواد زاید بدن به دلیل فشرده شدن منطقه شکمی کمک می کند.



     سجده همچنین باعث افزایش جریان خون در سر شده، که این امر با تغذیه غدد باعث حفظ شادابی، زیبایی و طزاوت پوست می شود.



     حالات سجده به واسطه باز کردن مهره ها از یکدیگر، باعث کشیده شدن اعصابیکه قسمتهای مختلف بدن را به مغز وصل می کند شده و این اعصاب را در یک حالت تعادلی قرار می دهد که این امر برای سلامت انسان بسیار حائز اهمیت است.



     اگر فاصله مهر از نمازگزار به اندازه حدودا یک وجب جلوتر از حالت معمولی باشد، کشش بیشتری در کمر حس می شود که باعث مداوای کسانی که دیسک و یا ناراحتی کمر دارند می شود. و اگر کسی که سالم است این کار را انجام دهد، هیچ گاه دچار دیسک و ناراحتی کمر نمی شود.



     سجده باعث آسودگی و آرامش در فرد شده و عصبانیت را تسکین می دهد. سجده قدرت درک و فهم را زیاد می کند. دلیلش این است که در سجده به پیشانی ما فشار می آید و باعث می شود که کاملا روی پیشانی متمرکز شویم ( اگر در این حالت به نوک بینی مان نگاه کنیم، خود به خود به پیشانی فشار می آید ) و این امر اگر با دقت و تمرکز زیاد صورت گیرد، بعد از مدت طولانی سبب بیداری چشم بصیرت شخص می گردد.




     در علوم ماوراءالطبیعه به این چشم، چشم سوم گویند که بین دو ابرو و چشم واقع شده است. در علوم یوگا نیز به چاکرای "آجنا" معروف است.هدف یک یوگی مشتعل کردن انرژی روحانی در چاکراها بلاخص چاکرای آجناست. که بتواند بدون دو چشم طبیعی ببیند.

   امروز حتی پزشکان روانشناس نیز مبلغان متجدد دین شده‌اند و گرویدن به دین را توصیه می‌نمایند.
            یکی از فواید ظاهری نماز و سجده‌های مستحبی و طولانی در نماز شب پیشگیری از بروز بیماری آرتروز است، زیرا حرکات فیزیکی ویژه‌یی را انجام می‌دهد، در نماز نافله‌ی شب چون فرد در دل شب از خواب بیدار می‌شود و سد استراحت طولانی را در بستر نرم و راحت می‌شکند و حرکات فیزیکی نماز را انجام می‌دهد، جلوی ابتلاء به آرتروز گردن و کمر را می‌گیرد.
            در سجده‌های مستحبی طولانی به دلیل اینکه دستها از آرنج تا کف دست روی زمین قرار می‌گیرد و شکم به سمت پایین کشیده می‌شود و پیشانی و گونه‌ها در چند جهت روی مهر یا زمین قرار می‌گیرد، شرایطی ایجاد می‌شود تا از بروز آرتروز مهره‌های گردن و کمر جلوگیری گردد.
            از طرفی وقتی پیشانی به مدت طولانی روی مهر یا روی زمین قرار گیرد بدن حالتی  پیدا می‌کند که بارو رسپتورهای (
Baroreceptor) جدار آئورت و جدار عروق کاروتید گردن در اثر برخورد ستون خون تحریک شده و ازطریق ایجاد سیگنال‌های عصبی مانع افزایش فشارخون در فرد نمازگزار می‌شود، از سوی دیگر در سجده‌های مستحبی طولانی، اگر در قوس شریان آئورت کلسیم به تازگی رسوب کرده باشد، آن را از جا می‌کند ومانع آهکی شدن یا کلسیفیه‌شدن (Calcifie) جدار قوس آئورت می‌شود.

             از نظر مذهبی در تمام کتاب‌های دعا و نیایش اشاره شده که هنگام دعا کف دست‌ها باید به طرف آسمان باشد و علت علمی آن را ذکر نکرده‌اند، استادان مانیوتیزم علاوه بر اعتقاد شخصی، خودشان اینطور آموزشی می‌دهند که همیشه سیاله‌ی عصبی از نوک انگشتان و کف دستها خارج می‌شود وآموزش می‌دهند که هنگام هر نوع معالجه یا رفع هر گونه دردی باید کف دست را بر موضع دردناک گذاشت.

            وقتی کف دستها به طرف  آسمان قرار می‌گیرد مقداری از مانتیزورهای موجود در هوا و فضا از کف دست‌ها جذب بدن می‌شود و به عکس چنانچه کف دست به طرف زمین باشد معتقد هستند که مقداری از مغناطیس شخص از بدن خارج شده و جذب زمین می‌شود.

نوشته شده در تاریخ سه شنبه 8 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

خاطرات نماز

خاطرات نماز امام خمینی

 
روز اولی بود كه شاه رفته بود. امام در نوفل لوشاتو فرانسه اقامت داشتند. نزدیك به سیصد الی چهارصد خبرنگار خارجی از كشورهای مختلف، اطراف منزل امام جمع شده بودند. تختی گذاشتند و امام روی آن ایستادند تا به سؤالات خبرنگاران پاسخ دهند. تمام دوربینها كار می‌كردند. هنوز دو سه سؤال بیشتر از امام نشده بود كه صدای اذان ظهر شنیده شد. امام بلافاصله جمع خبرنگاران راترك كردند و فرمودند:
« وقت فضیلت نماز ظهر می‌گذرد.»
تمام حاضرین از این كه امام محل را ترك كردند، متعجب شدند.
كسی از امام خواهش كرد: «چند دقیقه ای صبر كنید تا چند سؤال دیگر هم بشود و بعد برای اقامة نماز بروید.»
امام با قاطعیت فرمودند: « به هیچ وجه نمی شود» و برای خواندن نماز رفتند
منبع:www.salat.ir

سجده بر آب (شهید غلامرضا تنها)

در عملیات كربلا سه، وقتی دچار مد و امواج متلاطم آب شده بودیم، نگران و متحیر، ستون در حال حركت در آب را كنترل می‌كردم. وقتی دیدم كه یكی از بچه‌ها سرش را بدون حركت در آب قرار داده است، بیشتر نگران شدم. شانه‌ ایشان را گرفتم و تكان دادم، سرش را بلند كرد و با نگرانی و تعجب پرسیدم:‌ چی شده؟ چرا تكان نمی‌خوری؟
خیلی خونسرد و بدون نگرانی گفت:‌ مشغول نماز شب بودم و ضمناً با طناب متصل به ستون، بقیه را همراهی می‌كردم. اطمینان و آرامش خاطر بسیجی «شهید غلامرضا(اكبر) تنها» زبانم را بند آورده بود گفتم: «اشكالی نداره، ادامه بده! التماس دعا» صبح روز بعد، روی سكوی الامیه اولین شهیدی بود كه به دیدار معشوق نایل آمد.

 

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

اشعار نماز

نماز سحر

به خــــــرابــــــات روم بهـــر نگهداری دل
 

تا بر پیر كنم شكــــــــوه زبیمـــــاری دل
 

او شــب و روز بســــوزد زغـــــم عشق بتان
 

من بسوزم به غــــم و رنج گرفتــــاری دل
 

اشك من سرخ و رخم زرد شد و موی سپید
 

روز من گشت چو شب بهر سیه كاری دل
 

هر چه كردیم عـــلاج دل بیمـــــار نشــــد
 

تنگ شد حوصـــله از بهـــر نگهداری دل
 

خواب راحت نكنــــد آنكه دلش بیدارست
 

ماشبی صبـح نكـــــردیــــم به بیداری دل
 

ای فنــا چارة دردت نتـــــوان كـــــرد مگر
 

اشك خــــــونین و نماز سحر و زاری دل
 

 نماز آخرین
 

به نماز بست قامت كــه نهــد بــه عـرش یارا
به خدا علــی نبینــد به نمــاز، به جز خــدا را
چو بگفــت نــام « ا... » و ادا نمـــود « اكبــر»
بگرفت هیبت حــق همــه ملــك ما سِوی را
نَبًوُد زسجده خوشتر، به خـدا قســم، علـی را
كه خــدای می پسنــدد به ســجود او دعا را
به نماز آخــرینش چـه گـذشت؟ مـن نـدانم
كه ندای دعوت آمد، شه ملــك«هل اتی» را
شب تار از این مصیبت، بدریـد سیــنه خــود
اثــرات این سحـــر شـد همــه جای آشكارا
چه گذشت یارب آن دم به دل غمین زینب؟
چو بدید غرفه در خون،سروروی مرتضی را
زشهــادت علــی شــد چــو تمـام صبر زینب
چــه كنــد اگــر كــه بیند شهدای كربلا را؟
زگــناه خــود به محشر چه غمت بود «حسانا»
كه ولای او كشــانــد بســوی بهـشت مــا را
 
حبیب چایچیان
سرودفرشتگان

  
ای داستان زلـف تـــــوام شب دراز كــــن
وز نیمه شب دریچــــه صبحـــم فراز كن
تا آسمان خم شده، بـــــا اشــــك اختـران
دیدم بر آستـــــان تـــو راز و نـیـــاز كن
از سوز دل به زمزمه دمســـــاز می‌شــــویم
با بلبلان شب، همه شــب نغمه ســـاز كن
زنگ شتــــر نـــــوازم و آهنــــگ كاروان
ای آرزوی  حج و سفـــر در حجـــاز كن
صبح است،‌چشم وچشمك این اختران ببند
ای غنچه‌های گل به رخت چشم باز كن!
وقت است دست و روی بشـویم، نمـــاز را
مریم نشسته بر لـب جـــــو دستـــــاز كن
آفاق و كوه و جنگل و دریا و هر چه هست
بینم به گـــــرد كعبــــة كــویت نماز كن
هر جلوه‌ای به چشم حقیقت جمــال توست
ما عاجزان نظاره به چشــــم حجــــاز كن
سرو چــمــن نهـــــاده بر ایــــن در ســر نیاز
ای سركشی به قامت چون ســـرو ناز كن!
تا روزه‌ام بـــــر مــــرتع افـــلاك می‌چرم
آری رسن دراز بـــــود تـــــرك آز كن
آری مــــن اهـــل رازم و دســت طلب دراز
هــــر نیمـــه شب به درگه دانای راز كن
ای آه عــاشقـــــان و ســـــرود فرشتــــگان
پـــرچــــم به بام عرش تو در اهتزاز كن!
دستـــی گــــره بـــه كار من ناتوان زده است
بفــــرست نـــــاخنی گـره از كار باز كن
چون شهســــوار طبع تو هم كیست ، شهریار!
بــا تیغ و توســـــن تتری تــــركتـــاز كن

شهریار
 

مناجات سحر

صلا زدند كه برگ صبوح ساز كنید

به ساز مرغ سحر ترك خواب ناز كنید

می‌خمار شكن می‌دهند كز سرها

خمار چون شكن زلف یار باز كنید

سرود بدرقه‌ی كاروان شب خوانید

در ای قافله‌ی صبح پیشواز كنید

به ساز زهره، سماوات می‌دهد پیغام

كه گوش دل به مناجات اهل راز كنید

وضو به چشمه‌ی صهبای صبحدم سازید

به سوی قبله‌ی میخوارگان نماز كنید

چو بلبلان بهاری به اهتزاز نسیم

هوای شور و نوایی به سوز و ساز كنید

یگانه راز و نیاز قبول اهل دل است

دو گانه‌ای كه به درگاه بی‌نیاز كنید

سر نیاز فرود آورید و نذر قبول

به زیر قبه‌ی این بارگاه ناز كنید

نگین خاتم جم در نماز می‌بخشند

نظر به حلقه‌ی رندان پاكباز كنید

یگانه راز عروج مقام قرب اینست

كه از گروه عزازیل احتزاز كنید

به زلف یار اگر دست یافت آه سحر

بسا كه پرچم عزت به اهتزاز كنید

یكی است نغمه اگر زخمه‌ها به زیر و بم است

به پرده‌های حقیقت رهِ مجاز كنید

اگر به ساز دل شهریار گوش دهید

جهان پر از طرب و شور و شاهناز كنید

سید محمد حسین شهریار

نهانخانه اسرار
 


 
بـــر در میــكــده از روی نیـــاز آمــــده‌ام
پیش اصحاب طریقت به نماز آمده‌ام
از نهــــانخــــانه اســــرار نــــدارم خبــری
به در پیرمغـان صــاحب راز آمــده‌ام
از سـر كوی تو رانــدنــد مــرا بــا خــواری
با دلی سوخته از بــادیه بــاز آمــده‌ام
صوفی و خرقة خود، زاهد و سجاده خویش
من سوی دیر مغــان نغمه نواز آمده‌ام
بــا دلــی غمــزده از دیــر به مسجـد رفتــم
به امیدی هِله با سوز و گـداز آمـده‌ام
تــا كنــد پــرتــو رویـت بـه دو عـالم غوغا
بر هر ذره به صــد راز و نیــاز آمده‌ام
 
امام خمینی

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

داستانهای نماز

 اهتمام علی‏ علیه‏السلام به نماز اوّل وقت

هنگامی که علی‏ علیه‏السلام در جنگ صفّین سرگرم نبرد بود، در میان هر دو صف کارزار، مراقب حرکت و وضعیّت خورشید بود [تا ببیند چه وقت به وسط آسمان می‏رسد تا نماز ظهر را بخواند].

ابن عبّاس عرض کرد: «یا امیرالمومنین، این چه کاری است که می‏کنید؟»

حضرت فرمود: «منتظر زوال هستم تا نماز بخوانیم.»

ابن عبّاس گفت: «آیا حالا وقت نماز است با وجود اینکه سرگرم پیکار هستیم؟»

علی‏ علیه‏السلام فرمود: «جنگ ما با ایشان بر سر چیست؟ تنها به خاطر نماز است که با آنها نبرد می‏کنیم.»

امام سجّاد (علیه‏السّلام و نماز اعرابی

عربی وارد مسجد پیامبر صلّی الله علیه وآله وسلّم شد، با عجله تمام دو رکعت نماز گزارد، در هیچ رکنی رعایت شرایط و آداب مربوطه را نکرد و در قرائت و حفظ مخارج و الفاظ و حروف و کلمات هیچ‏گونه دقّتی بعمل نیاورد. به عبارت دیگر، نماز را با طمأنینه و سکون، و وقار و خضوع و خشوع بجا نیاورد. آنگاه برای دریافت مزد نمازی که خوانده بود دست‏هایش را به آسمان برداشت و گفت: «خدایا، اعلی علّیبین، بهشت را روزی من کن و قصری زرّین و چهار حوریه به من عطا فرما.»

از قضا امام سجّاد علیه‏السّلام در آنجا حضور داشت و نماز خواندن شتاب‏زده و درخواست اعرابی را از خداوند شنید، پس خطاب به او فرمود: «ای برادر عرب، کابین و ازدواج بزرگی را طلب می‏کنی!»

یعنی نمازی که تو با این وصف گزارده‏ای، شایستگی درخواست بهترین نعمت‏ها و عالی‏ترین مکان‏ها را از درگاه باریتعالی ندارد.

اخلاص شیخ عباس قمی

در یكی از ماه‌های رمضان با چند تن از رفقاء از ایشان (محدث قمی) خواهش كردیم كه در مسجد گوهرشاد اقامه‌ی جماعت را بر معتقدان و علاقه‌مندان، منت نهد، با اصرار و ابرام این خواهش پذیرفته شد و چند روز نماز ظهر و عصر در یكی از شبستان‌های آنجا اقامه شد و بر جمعیت این جماعت روز به روز می‌افزود هنوز به ده نرسیده بود، كه اشخاص زیادی، اطلاع یافتند و جمعیت فوق العاده شد؛ یك روز پس از اتمام نماز ظهر به من كه نزدیك ایشان بودم، گفتند: من امروز نمی‌توانم نماز عصر بخوانم رفتند و دیگر آن سال را برای نماز جماعت نیامدند در موقع ملاقات و استفسار از علت ترك نماز جماعت گفتند: حقیقت این است كه در ركوعِ ركعت چهارم، متوجه شدم كه صدای اقتداكنندگان كه پُشت سر من می‌گویند «یا الله یا الله ان الله مع الصابرین» از محلی بسیار دور به گوش می‌رسید، این توجه كه مرا به زیادتی جمعیت متوجه كرد، در من شادی و فرحی تولید كرد و خلاصه خوشم آمد كه جمعیت این اندازه زیاد است، بنابراین من برای امامت، اهلیت ندارم.

فوائد الرضویّه، ج1، مقدمه محمود شهابی.

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

شیوه های دعوت به نماز

شیوه های دعوت فرزندان به نماز توسط خانواده

 یكی از دغدغه های بهبود ارزشهای خانواده درخصوص فرزندان این است كه فرزندان ما از چه زمانی باید نماز بخوانند و آنان چگونه باید با فرهنگ نماز خو بگیرند و بدان علاقه مند شوند . نمازخواندن باید با الزام و اجبار صورت پذیرد یا زمینه های لازم برای انتخاب آزادانه و از روی رغبت و علاقه ایجادگردد ؟ چگونه فرهنگ نماز در دل و روح فرزندان ما تجلی گردد...

همه ما می دانیم كه انسانها در مراحل مختلف زندگی دارای نیازمندی های متفاوتی هستند . تامین نیازهای انسانها مبتنی بر شرایط رشد باعث تسهیل و تسریع رشد جسمی و سلامت روانی آنان خواهد گردید . باید توجه داشت كه نیازهای افراد انسانی درمراحل مختلف سنی متفاوت است و به همین دلیل در هر مرحله از رشد باید با تناسب و یژگیهای آن مرحله سنی برنامه ریزی و اقدام نمود .

یكی از نیازهای فطری انسان ، نیاز به عبودیت و پرستش است لذا پرستش خداوند نیازی درونی است بنابراین پایه پاسخ منطقی به چنین نیازی باید به مقتضای رشد جسمی و روحی انسان ها باشد و برنامه ریزی باید چاشنی كار باشد . مربیان اعتقاد دارند موفقیت برنامه ها رابطه مستقیم با تناسب این برنامه ها با ویژگیهای جسمی - عاطفه - عقلانی و روانی كودكان و نوجوانان دارد. شیوه پاسخ به چنین نیازی در مراحل مختلف سنی راهكارهای و معیارهای ویژه خود را می طلبد . اگر راهكارها متناسب با ویژگیهای خود باشد تاثیرات لازم را بر جای خواهد گذاشت و مخصوصا در تامین نیازمندی به پرستش مناسب با ویژگیهای فرد نباشد  به بیزاری و بی علاقگی خواهد انجامید . در بین ما مسلمانان پرستش خداوند بیش از هر عبارت دیگر در نمازگذاردن تجلی می یابد . . لذا در ذهن و میل تمام فرزندان ما میل به نماز واحكام دینی وجود دارد فقط بر ماست كه آنها را در راه صحیح هدایت كنیم . به طوریكه میل فرزندان به نماز بصورت داوطلبانه و از روی میل و رغبت باشد . مثلا كودكان تا قبل از هفت سالگی پدران و مادران را قهرمانان واقعی و بلا منازع زندگی خویش می شمارند و از اغلب رفتارهای آنها الگو سازی      می­كنند . در چنین سنی ، اگر پدر و مادر فرزندان ما نمازگزار باشند و انجام   رفتار  نماز در نزد آنان از اهمیت لازم برخوردار باشد، فرزندان یا فرزند از روی علاقه و داوطلبانه رفتار « نمازگزار » را درون سازی و با انجام آن بدون هیچگونه تحمیل یا الزامی فرهنگ رفتاری نمازرا الگوسازی می نمایند. درهفت سال دوم دانش آموز مربیان خود را الگو و اسوه انتخاب می كند كه با احترام خاص به آنان نگاه می كنند و از روی رغبت و تمایل، نظرات و پیشنهادهای آنان را عملی می سازند. نماز توسط مربیان می تواند زمینه مناسبی در ایجاد رفتار نماز میان كودكان و نوجوانان گردد و فرهنگ نماز را در بین آنان ترویج نماید.

در هفت سال سوم : گروه دوستان و بخصوص دوستانی كه قدرت رهبری بیشتری دارند می توانند تاثیر شگرف داشته باشند چنانچه گروه دوستان و بخصوص افراد ارشد و رهبر گروه به اقامه نماز علاقه مند باشند چنین رفتاری مورد تبعیت و الگو پذیری اعضاء قرار می گیرد و آنان رغبت چنین رفتاری را خواهند پذیرفت.

از دیگر شیوه های رفتار سازی نماز در كودكان و نوجوانان ، ایجاد تغییرات مطلوب رفتاری است. مثلا روانشناسان رفتار گرا پاداش را به عنوان محرك تقویت و ایجاد رفتار مطلوب می شناسندو روانشناسان شناختی ایجاد بینش و بصیرت و نگرش را شرط ایجادرفتار و نگرش مطلوب می دانند لازم به ذكر است كه پاداش می بایست بالافاصله بعد از انجام رفتار ارائه گردد و این عمل بیشتر برای كودكان و نوجوانان محرك بسیار قوی است كه نتیجه بخش خواهد بود. و در جمع بندی نهایی باید گفت رفتارهای مناسب و موثر پدر و مادر برای نماز خوان كردن فرزندان در اقسام ذیل خلاصه می گردد:

1- بالا بردن سطح آگاهی و شناخت فرزندان به طور غیر مستقیم نسبت به فواید نماز و نقش آن در زندگی انسان

2- مشاوره با علماء ، روانشناسان كه در این زمینه مهارت دارند.

3- زبان نرم و گویا با حكمت و موعظه و گفت و گوی جذاب و دل پسند در باره نماز و عمل به واجبات دینی

4- فراهم كردن امكانات دلپذیر مانند (زیباسازی محل -تهیه عطر - تهیه سجاده ) كوتاه بودن برنامه نماز - تشویق و استمرار آن

5- تمرین عملی یعنی به اتفاق نماز خواندن به این صورت كه پدر و مادر از فرزند بخواهند كه هم زمان با آنها به نماز بایستند و هر چه آنها به زبان جاری كردند او نیز تكرار كند.

6- بردن فرزند خویش به اماكن مذهبی و شركت دادن آنها در نماز جماعت

7- تهیه و نمایش فیلم هایی در باره نماز

8- بررسی شیوه های تربیتی دعوت قرآن كریم به عبودیت و بندگی خداوند بزرگ نیز می تواند نوجوانان و جوانان را نسبت به نماز راغب و علاقمند سازد. و در پایان باید گفت نماز پردازگاه روح ، جویبار      تطهیر كننده ،   روشنایی چشم عارفان ، تكیه گاه مطمئین سالكان و رهپویان و پشتوانه آرامش و تسكین روان انسان است و نماز بهشتی است كه انسان را برای اعتلاء و انبساط درون خویش می آفرید.

منابع :

- روانشناسی پرورشی - دكتر علی اكبر سیف

- كاربرد روانشناسی در آموزش - رابرت بیلر

- نظریه های یادگیری - ارنست هیلكارد

برگرفته از كتاب خانواده و نماز به حكم جمعی از نویسندگان

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 7 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

نماز پیغمبر اکرم (ص)

«سیّد بن طاووس» به سند معتبر از امام رضا(علیه السلام) روایت کرده است که از آن حضرت سؤال کردند از نماز جعفر طیّار(رحمه الله); امام(علیه السلام)فرمود: چرا از نماز رسول خدا(صلى الله علیه وآله) غافل هستى؟!
آن مرد عرض کرد: آن نماز را به من تعلیم فرما. حضرت فرمود:
نماز پیغمبر اکرم(صلى الله علیه وآله) دو رکعت است که در هر رکعت یک مرتبه سوره «حمد» و پانزده مرتبه سوره «قدر» (انّا انزلناه) را مى خوانى; همچنین در رکوع - پس از ذکر رکوع - و همچنین پس از سر برداشتن از رکوع - آنگاه که ایستاده اى - و در سجده اوّل - پس از ذکر سجده - و همچنین پس از سر برداشتن از سجده - آنگاه که نشسته اى - و در سجده دوم - پس از ذکر سجده - و همچنین پس از سر برداشتن از سجده نیز در هر یک از این موارد، پانزده مرتبه سوره «قدر» را مى خوانى. پس از اتمام نماز، خداوند گناهانت را مى آمرزد و حاجتت را روا مى سازد، و آنگاه این دعا را مى خوانى:
لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ، رَبُّنا وَ رَبُّ آبآئِنَا الأَوَّلینَ، لا اِلـهَ اِلاَّ اللهُ، اِلهاً واحِداً
معبودى نیست جز خدا پروردگار ما و پروردگار پدران پیشین ما معبودى نیست جز خدا معبود یگانه
وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ، لا اِلهَ اِلاَّ اللهُ، لا نَعْبُدُ اِلاَّ اِیّاهُ، مُخْلِصینَ لَهُ الدِّینَ وَ لَوْ
و ما تسلیم اوییم معبودى نیست جز خدا و نپرستیم جز او را و دینمان خالص براى اوست اگرچه
کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ، لااِلـهَ اِلاَّ اللهُ، وَحْدَهُ وَحْدَهُ ]وَحْدَهُ[، اَنْجَزَ وَعْدَهُ، وَ نَصَرَ
ناخوش دارند مشرکان معبودى نیست جز خداى یگانه یکتاى یکتا که به وعده اش وفا کرد و بنده اش را
عَبْدَهُ، وَ اَعَزَّ جُنْدَهُ، وَ هَزَمَ الأَحْزابَ وَحْدَهُ، فَلَهُ الْمُلْکُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، وَ هُوَ
یارى نمود و سپاه خویش را عزیز گردانید و احزاب (دشمن) را به تنهایى منهزم ساخت پس سلطنت خاص اوست و ستایش از آن اوست
عَلى کُلِّ شَىْء قَدیرٌ، اَللّـهُمَّ اَنْتَ نُورُ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ مَنْ فیهِنَّ،
و اوست بر هر کارى توانا خدایا تویى روشنى بخش آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست
فَلَکَ الْحَمْدُ، وَ اَنْتَ قَیّامُ السَّمواتِ وَ الاَْرْضِ وَ مَنْ فیهِنَّ، فَلَکَ الْحَمْدُ،
پس ستایش خاص توست و تویى برپا دارنده آسمانها و زمین و آنچه در آنهاست پس (باز هم) ستایش خاص توست
وَ اَنْتَ الْحَقُّ وَ وَعْدُکَ الْحَقُّ، فَقَوْلُکَ حَقٌّ، وَ اِنْجازُکَ حَقٌّ، وَ الْجَنَّةُ حَقٌّ، وَ النّارُ
و تو خود حقى و وعده ات حق است پس گفتارت حق است و وفاى تو حق است و بهشت حق است و دوزخ
حَقٌّ، اَللّهُمَّ لَکَ اَسْلَمْتُ، وَ بِکَ آمَنْتُ، وَ عَلَیْکَ تَوَکَّلْتُ، وَ بِکَ خاصَمْتُ،
حق است خدایا در برابرت تسلیمم و به تو ایمان دارم و بر تو توکل کنم و به امید تو با خصم روبه رو شوم
وَاِلَیْکَ حاکَمْتُ، یا رَبِّ یا رَبِّ یا ربِّ، اِغْفِرْ لى ما قَدَّمْتُ وَمااَخَّرْتُ،
و به سوى تو قضاوت را آورم پروردگارا پروردگارا پروردگارا بیامرز برایم گناهانى که از پیش کردم و از این پس کنم
وَ مااَسْرَرْتُ وَاَعْلَنْتُ، اَنْتَ اِلـهى لا اِلـهَ اِلاَّ اَنْتَ، صَلِّ عَلى مُحَمَّد
و آنچه در پنهان کردم و آنچه آشکار کردم تو معبود منى خدایى جز تو نیست درود فرست بر محمّد
وَ آلِ مُحَمَّد، وَ اغْفِرْ لى وَارْحَمْنى، وَ تُبْ عَلَىَّ اِنَّکَ اَنْتَ التَّوابُ الرَّحیمُ.(1)
و آلش و بیامرز مرا و به من رحم کن و توبه ام بپذیر که براستى تویى توبه پذیر مهربان.
«علاّمه مجلسى» پس از ذکر این نماز مى گوید: این نماز از نمازهاى مشهور است که علماى شیعه در کتب خود روایت کرده اند.(2)
1. جمال الاسبوع، صفحه 246.
2. بحارالانوار، جلد 88، صفحه 169، حدیث 1.
 

نوشته شده در تاریخ شنبه 5 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

نمازهای مستحبی

اقسام نمازهاى مستحب

نماز بهترین وسیله ارتباط با خدا، عالى ترین نمود بندگى و روشن ترین نشانه عبودیّت بنده در برابر معبود است. (شرحى درباره اهمّیّت نماز در تربیت انسانها و پرورش فضایل اخلاقى و نظم جامعه انسانى در بحث تعقیبات گذشت).
از این رو در دستورات اسلامى، علاوه بر نمازهاى واجب و فرائض یومیّه، نمازهاى مستحبّ فراوانى وجود دارد که هر یک از آنها به نوبه خود داراى اهمّیّت زیاد و تأثیر مناسب است.
نمازهاى مستحب را در یک نگاه کلّى مى توان به چند دسته تقسیم کرد:
1ـ نوافل یومیّه که پیش از فرائض، یا پس از آنها انجام مى شود که وسیله اى براى پذیرش فرائض و رفع کاستیهاى آنهاست.(1) (شرح آن در بخش آداب و تعقیبات نماز گذشت).
2ـ نمازهایى که در برخى از اوقات شبانه روز که زمان مناسبى براى راز و نیاز با خدا و کسب نورانیّت و معنویّت از پیشگاه ربوبى است بجا آورده مى شود (مثل نماز شب).
3ـ نمازهایى که به نام معصومین(علیهم السلام) وارد شده است; این نمازها را آن بزرگواران انجام مى دادند و به نام آنها مشهور شده است. از این رو، پیروان آنها نیز با پیروى از سنّت آنان این نمازها را بجا مى آورند.
4ـ نمازهایى که به نام بعضى از اصحاب و یاران پیامبر(صلى الله علیه وآله) و یاران ائمّه معصومین(علیهم السلام) مشهور شده است. این نوع نمازها را معصومین با اهداف خاصّى به آنان تعلیم مى دادند که به نام آنان شهرت یافته است (مانند نماز جعفر طیّار).
تعلیم این گونه نمازها گاه براى بخشش گناهان، یا حلّ مشکلات، یا یک جایزه بزرگ معنوى بوده است.
5ـ نمازهایى که مربوط به زمان هاى خاصّى است، مثل نماز ایّام هفته، مخصوصاً روز جمعه و اوّل ماه و نمازهاى دیگر، که براى کسب معنویّت از آن ایّام مخصوص است.
6ـ نمازهایى که مربوط به مکان هاى خاصّى است که به سبب فضیلت آن مکانها خواندن نماز در آنها توصیه شده است (مثل نماز در مسجد جمکران).
7ـ نمازهایى که براى حلّ مشکلات روحى و یا مادّى و برآورده شدن حاجات و رفع گرفتارى ها از سوى معصومین(علیهم السلام) توصیه شده (مانند نمازهاى حاجت و نماز براى زیاد شدن رزق و مانند آن)، و خود آن بزرگواران نیز در مشکلات رو به درگاه خدا مى آوردند و به نماز پناه مى بردند.(2)
نکته مهم این جاست که تمام این نمازها - هرچند به نامهاى خاصّى مشهور شده - باید به قصد قربت و توجّه به ذات پروردگار انجام شود; هرچند نتیجه نهایى، رسیدن به حاجت هاى دنیوى بوده باشد.
نخست به سراغ نمازهاى مشهور به نام معصومین(علیهم السلام) مى رویم.
بار دیگر تأکید مى کنیم نمازهایى که به نام معصومین(علیهم السلام) است نمازهایى است که همه به درگاه خداوند یگانه انجام مى شود، ولى چون آن بزرگواران انجام مى دادند به نام آنها مشهور شده و به یقین داراى ارزش بسیارى است.
1. روایتى از امام رضا(علیه السلام) مضمون فوق را تأیید مى کند (بحارالانوار، جلد 79، صفحه 294، حدیث 24). 2. «انّ رسول اللّه(صلى الله علیه وآله) کان اذا حَزَبَه اَمرٌ فَزَعَ اِلى الصَلاةِ; هرگاه رسول خدا دچار سختى و دشوارى مى شد، به نماز پناه مى برد»
 (بحارالانوار، جلد 79، صفحه 192).

نوشته شده در تاریخ شنبه 5 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

احکام نماز

نماز، نشانه بندگی و فرمان برداری
پس از شناختن خدا، باید اعمالی را که مانند نماز و روزه نشانه بندگی و فرمان برداری است به جا آوریم.
خداوند متعال می فرماید: ما سلککم فی سقر*قالوا لم نک من المصلین  (مدثر«74»: 42و 43)، وقتی از دوزخیان می پرسند: چه چیز شما را جهنمی کرد؟ می گویند: علتش آن بود که ما در دنیا نماز نمی خواندیم.

پیغمبر (ص) فرمود: نماز، ستون دین است که اگر قبول درگاه خداوند عالم شود، عبادت های دیگر هم قبول می شود و اگر قبول نشود، عبادت های دیگر هم قبول نمی گردد (ر.ک:کافی 19:2، ح5 و 3: 268، ح4). و همان طور که اگر کسی شبانه روزی پنج مرتبه در نهر آبی شست و شو کند، چرک در بدنش نمی ماند، نمازهای پنج گانه هم انسان را از گناهان پاک می کند. و باید دانست کسی که نماز می خواند ولی به آن اهمیت نمی دهد، مانند کسی است که نماز نمی خواند.

خداوند در قرآن مجید می فرماید: فویل للمصلین* الذین هم عن صلاتهم ساهون، (ماعون «107»:4 و 5). وای بر نمازگرانی که از یاد خدا غفلت می کنند!

روزی پیغمبر اکرم (ص) وارد مسجد شدند و دیدند یک نفر نماز می خواند ولی رکوع و سجودش را کاملا انجام نمی دهد. آن حضرت فرمود: «اگر این مرد در حالی که این طور نماز می خواند از دنیا برود، مسلمان از دنیا نرفته است.» (ثواب الاعمال: 229). بنابراین، باید انسان نماز را با خضوع و خشوع به جا آورد و در موقع خواندن نماز، متوجه باشد که با چه کسی سخن می گوید و رکوع و سجود و سایر اعمالش را به طور صحیح انجام دهد، تا از نتایج عالیه نماز بهره مند گردد.

خداوند در قرآن کریم راجع به نماز می فرماید: ان الصلوة تنهی عن الفحشاء و المنکر، (عنکبوت «29»: 45)، یعنی: نماز، آدمی را از کارهای زشت و ناشایست باز می دارد. و البته همین طور است، زیرا آداب نماز طوری است که اگر نمازگزار مراعات کند، هیچ گاه گرد بدی ها نمی گردد. مثلا یکی از آداب نماز این است که مکان و لباس نمازگزار غصبی نباشد، حتی اگر یک نخ غصبی در لباسش باشد، نماز او درست نیست و نمازگزاری که مجبور است تا این قدر از حرام اجتناب کند، ممکن نیست در مال حرام تصرف نماید یا حق کسی را ضایع کند. و نیز در صورتی نماز قبول می شود که آدمی از حرض و حسد و سایر صفات رذیله برکنار باشد و مسلم است که منشا هه بدی ها این صفات ناپسند است و نمازگزار (ی) که خود را از این صفات برکنار کند، مسلما از همه زشتی ها و بدی ها برکنار خواهد بود. و اگر بعضی از مردم با این که نماز می خوانند مرتکب کارهای ناپسند می شوند، علتش این است که به دستورهای لازم نماز رفتار نمی کنند و در نتیجه، نمازشان قبول نمی شود و از ثمرات عالیه آن استفاده نمی کنند. و به قدری شارع مقدس اسلام به نماز اهمیت داده که در هر حال - حتی در حال احتضار - نماز را بر انسان واجب کرده و اگر نتواند نماز را به زبان بیاورد، باید در دل بگذراند و در حالت جنگ و ترس از دشمن یا حال اضطرار و ناچاری که نمی تواند رو به قبله نماز بخواند، توجه به قبله ساقط است و به هر حال که هست، باید نماز ر انجام دهد.
نمازهای واجب
نماز های واجب شش است:
1- نماز یومیه، (نمازهای یومیه عبارتند از: نماز صبح، دو رکعت، نماز ظهر و عصر، هر کدام چهار رکت، نماز مغرب، سه رکعت، نماز عشاء، چهار رکعت. (از علامه رحمه الله).
2- نماز آیات،
3- نماز میت،
4- نماز طواف واجب،
5- نماز قضای پدر و مادر که بر پسر بزرگ تر واجب است،
6- نمازی که به واسطه اجازه یا نذر و قسم و عهد واجب می شود.
مقدمات نماز
برای انجام نماز - یعنی حضور در برابر خداوند عالم و اظهار بندگی و پرستش آن ذات مقدس - مقدماتی لازم است که تا فراهم نشوند، نماز صحیح نیست و آن مقدمات عبارتند از:
1- طهارت،
2- وقت،
3- لباس،
4- مکان،
5- قبله.
مقارنات نماز
مقارنات نماز - یعنی کارهایی که در نماز واجب می باشد - یازده چیز است:
اول: نیت،
دوم: تکبیرة الاحرام،
سوم: قیام،
چهارم: قرائت،
پنجم: رکوع،
ششم: سجده،
هفتم: تشهد،
هشتم: سلام،
نهم: ترتیب، یعنی اجزای نماز را به دستوری که معین شده بخواند و پس و پیش نیندازد،
دهم: طمانینه: یعنی نماز را با وقار و آرامش بخواند،
یازدهم: موالات، یعنی اجزای نماز را پشت سر هم به جا آورد و بین آن ها فاصله نیندازد. پنج چیز از این یازده چیز، رکن است که اگر عمدا یا سهوا کم یا زیاد شود. نماز باطل است و بقیه رکن نیست و فقط در صورتی نماز باطل می شود که عمدا کم یا زیاد گردد.
ارکان نماز
ارکان نماز عبارت است از:
1- نیت،
2- تکبیرة الاحرام،
3- قیام در موقع گفتن تکبیرة الاحرام و قیام متصل به رکوع،
4- رکوع،
5- دو سجده.

نوشته شده در تاریخ شنبه 5 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

نماز جمعه و جماعت

نماز جمعه،

 نمازی است که مسلمانان هر جمعه، اول ظهر و به جای نماز ظهر برگزار می‌کنند. این نماز باید حتماً به صورت جماعت خوانده شود و به تنهایی نمی‌توان آن را خواند.

نماز جمعه دو رکعت است و دو قنوت مستحبی دارد، یکی در رکعت اول، قبل از رکوع و دیگری در رکعت دوم، پس از رکوع. خواندن دو خطبه، توسط امام جمعه، قبل از نماز، واجب است. ترتیب اعمال در نماز جمعه بدین شرح است: تکبیرةالاحرام، حمد و سوره، قنوت، رکوع، دو سجده، حمد و سوره، رکوع، قنوت، دو سجده، تشهد و سلام.

پیشینه

تا پیش از آنکه انصار، روز جمعه را جمعه بنامند، این روز «یوم العروبه» نامیده می‌شد. پیامبر اسلام در راه هجرت به یثرب که پس از ورودش «شهر پیامبر» یا «مدینة النبی» نامیده شد، در محله‌ای به نام قبا توقف کرد تا علی بن ابیطالب و فاطمه زهرا و تعدادی از مسلمانان به او بپیوندند.

پیامبر اسلام که روز دوشنبه وارد محله قبا شده بود، تا روز پنجشنبه با مردم آن قبیله نماز گزارد و همراه آنان، نخستین مسجد اسلام را بنا کرد. سپس روز جمعه، به سوی مدینه حرکت کرد و در وادی «رانوناء» همراه مردم مدینه «نخستین نماز جمعه» را، اقامه کرد.

او سپس به قبا بازگشت و همچنان منتظر علی و فاطمه و دیگر پیروانش ماند. از آن پس و تا پایان عمر پیامبر اسلام، نماز جمعه، برنامهٔ هفتگی مسلمانان شد

اگر قرار باشد نماز در فضای آزادِ غیرمفروش برگزار شود، معمولاً باید علاوه بر مهر، زیرانداز و کیسه‌ای برای کفش‌ها نیز به همراه داشت. البته در خارج از ایران نمازگزاران نماز جمعه و جماعت تمامی کیف و کفش خود را به درون صفوف نماز نمی‌آورند و معمولاً در خارج از مسجد و یا در انتهای مسجد قرار می‌دهند. معمولاً خانم‌ها باید چادر به همراه داشته باشند.

نمازجمعه با خطبهٔ اول آغاز می‌شود و همهٔ نمازگزاران باید دو خطبه را در حالت آرامش گوش دهند. خواندن دو خطبه، توسط خطیب جمعه، قبل از نماز، واجب است. پس از خطبه‌ها نماز شروع می‌شود.

از آنجایی که نماز جمعه به جای نماز ظهر خوانده می‌شود، دو خطبهٔ نماز به جای دو رکعت اول نماز ظهر و نماز دو رکعتی جمعه، به جای دو رکعت دیگر نماز ظهر در نظر گرفته می‌شود. در بیش‌تر موارد خطیب و امام جمعه یک نفر هستند.

وقتی که امام جمعه، خطبه‌های نماز جمعه را می‌خواند، بر شرکت‌کنندگان واجب است، به خطبه‌ها گوش دهند، و سخن گفتن به هنگام ایراد خطبه‌ها مکروه است، بلکه اگر به سبب سخن گفتن، نتواند به خطبه‌ها گوش دهد، سکوت لازم است. همچنین هنگام ایراد خطبه‌ها، خواندن نماز مستحبی یا کتاب و روزنامه و انجام دادن کارهایی که مانع گوش دادن به خطبه‌ها است، خلاف است.

اگر کسی به خطبه اول یا هر دو خطبه نرسد، بازهم، شرکت در نماز جمعه فضیلت دارد و جایگزین نماز ظهر می‌شود

نماز جمعه دو رکعت است. بعد از نیّت و آغاز نماز و تکبیرةالاحرام (که باید دو دست را تا گوش‌ها بالا آورده و گفته‌شود الله اکبر) دیگر لازم نیست کاری توسّط مأموم انجام شود. امام جماعت جمعه یا سوره ای دیگر و سوره را می‌خواند و مأموم باید سکوت کند.

بعد از این‌که حمد و سوره خوانده شد، قنوت گرفته می‌شود. قنوت به این معناست که دو دست را بالا آورده و روبه‌روی صورت می‌گیرند و دعایی می‌خوانند (یا صلوات می‌فرستند).

بعد از این‌که قنوت انجام شد، نوبت رکوع است که همهٔ نمازگزاران خم می‌شوند و دست‌هایشان را بر زانو می‌گذارند و می‌گویند «سُبْحانَ رَبّیَ العَظیمِ وَ بِحَمْدِه» یا «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله».

بعد از رکوع می‌ایستند و سپس دو بار به سجده می‌روند و هربار در سجده، در حالی که پیشانی بر مُهر گذاشته‌شده، می‌گویند «سُبْحانَ رَبِّیَ الاَعلی وَ بِحَمْدِه» یا «سبحان الله، سبحان الله، سبحان الله».

بعد از این‌که سجده‌ها انجام شد، بلند می‌شوند و باز سوره منافقون یا سوره دیگرو سوره توسّط امام جمعه خوانده می‌شود و مأموم‌ها سکوت می‌کنند.

در این مرحله پس از تمام‌شدن حمد و سوره به همراه جماعت، به رکوع می‌روند، سپس قنوت می‌گیرند و بعد از قنوت، برای دو بار به سجده می‌روند.

بعد از دو سجده هم تشهّد و سلام خوانده می‌شود. یعنی در حالی که دوزانو نشسته‌اند و دست‌ها روی دو پا قرار دارند، می‌گویند «اشهَدُ اَن لا اِلهَ الا اللهُ وَحدهُ لا شریکَ لَهُ، واشهدُ انٌ محمداً عبدُهُ وَ رَسُولُهُ، اللّهُمٌ صَلٌ علی محمٌَدٍ والِ مُحمٌد، السّلامُ عَلَیْکَ اَیُّها النّبیُّ وَ رَحمةُ اللهِ و برکاتُه، السّلامُ علیْنا و عَلَی عِبادِاللهِ الصّالِحین، السّلامُ علیْکُمْ وَ رحمةُ اللهِ و بَرَکاتُه». نماز تمام می‌شود

این نماز باید حتماً به صورت جماعت خوانده شود و به تنهایی نمی‌توان آن را خواند. حداقل تعداد افراد، برای برپایی نماز جمعه، پنج نفر می‌باشد، یعنی یک نفر امام، و چهار مأموم تمام شرایطی که در نماز جماعت باید رعایت شود، در نماز جمعه هم معتبر است.

در نماز جمعهٔ اهل تشیع، نمی‌توان نماز جمعهٔ دوم را در محدودهٔ نماز جمعه‌ای که خوانده می‌شود، بجا آورد. دلیل آن این است که نماز جمعه باشکوه برگزار شود و اگر قرار باشد در یک شهر یا در یک محله چندین نماز جمعه برگزار شود تفرقه و پراکندگی صورت گرفته و زمینهٔ وحدت و عظمت مسلمین از بین می‌رود. بین دو نماز جمعه، حداقل باید یک فرسخ فاصله باشد در غیر این صورت نماز جمعه ای که دیرتر شروع شده باطل است.

ولی در نماز جمعهٔ اهل تسنن، نماز جمعه در هر شهر می‌تواند در هر مسجدی برگزار شود و هر شخص مورد تایید یک مسجد، می‌تواند امام جمعهٔ آن مسجد شود.. اهل تسنن نماز جمعه را واجب می دانند ولی بیشتر مراجع شیعه آن را در زمان غیبت امام، مستحب می دانند. سید محمد جواد غروی نماز جمعه را واجب عینی می‌داند یعنی به جای نماز ظهر روز جمعه حتماً باید نماز جمعه اقامه شود. و این حکم صریح خداوند است در سوره جمعه و نیز سنت قطعیه. نماز عیدین (فطر و قربان) را هم جزو نمازهای واجب می‌شمرد


در نماز جمعه مستحب است در رکعت اول پس از سورهٔ حمد، سورهٔ «جمعه» و در رکعت دوم پس از سورهٔ حمد، سورهٔ «منافقون» خوانده شود.

امام جمعه، شخصی است که امامت نماز جمعه را به عهده دارد. معمولاً خطیب و امام جمعه یک نفر هستند.

منبع ها:

  • آموزش نماز، مرکز اسلامی انگلیس، برداشت شده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸.
  • نماز جمعه، دانشنامهٔ رشد، برداشت شده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸.
  • محدودهٔ نماز جمعه، پایگاه حوزه، برداشت شده در ۲۴ تیر ۱۳۸۸

     

    آئین اسلام،از بعد اجتماعى مهمى برخوردار است و با عنایت‏به‏بركات آثار وحدت و تجمع و یكپارچگى،در بسیارى از برنامه‏هایش‏بر این بعد،تكیه و تاكید كرده است.

    برگزارى نمازهاى روزانه واجب نیز به صورت جماعت و گروهى،یكى از این برنامه‏هاست.

    در اینجا به اهمیت‏«نماز جماعت‏»و آثار گوناگون آن اشاره‏مى‏كنیم:

    اهمیت نماز جماعت

    غیر از آثار فردى و اجتماعى نماز جماعت(كه به آنها اشاره خواهدشد)پاداش‏هاى عظیمى براى آن بیان شده كه در اینجا به بعضى ازروایات،اشاره مى‏شود. از رسول خدا(ص)نقل شده كه:«من سمع النداء فلم یجبه من غیرعلة فلا صلاة له‏» (1) نماز كسى كه صداى اذان را بشنود و بى دلیل،در نماز جماعت‏مسلمانان شركت نكند،ارزشى ندارد.

    در حدیث،تحقیر نماز جماعت،به منزله تحقیر خداوند بشمار آمده‏است:«من حقره فانما یحقر الله‏» (2) شركت دائم در نماز جماعت،انسان را از منافق شدن بیمه مى‏كند. (3) و براى هر گامى كه به سوى نماز جماعت و مسجد برداشته شود،ثواب‏و حسنه در نظر گرفته شده است. (4) همین كه كسى براى شركت در نماز جماعت از منزل خارج‏مى‏شود،یا در مسجد،در انتظار نماز جماعت‏به سر مى‏برد پاداش كسى‏را دارد كه در این مدت،به نماز مشغول بوده است. (5) تعداد حاضران در نماز جماعت،هر چه بیشتر باشد،پاداش آن بیشتراست.این كلام رسولخداست كه فرمود:«ما كثر فهو احب الى الله‏» (6) حدیث جالبى در بیان فضیلت نماز جماعت است كه قسمتى از آن‏در رساله‏هاى عملیه هم ذكر شده است.ترجمه تمام حدیث چنین است:

    اگر اقتدا كننده 1 نفر باشد،پاداش 150 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كننده 2 نفر باشد،پاداش 600 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كننده 3 نفر باشد،پاداش 1200 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كننده 4 نفر باشد،پاداش 2400 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كننده 5 نفر باشد،پاداش 4800 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كننده 6 نفر باشد،پاداش 9600 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كننده 7 نفر باشد،پاداش 19200 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كننده 8 نفر باشد،پاداش 36400 نماز داده مى‏شود.

    اگر اقتدا كنندگان و امام جماعت‏به 10 نفر رسیدند،پاداش‏72800 نماز دارد.

    ولى،همین كه عدد افراد از ده نفر گذشت،حساب آنرا جز خداكسى نمى‏داند. (7) در حدیث دیگر است:هر كه نماز جماعت را دوست‏بدارد،خدا وفرشتگان او را دوست مى‏دارند. (8) در زمان پیامبر(ص)هرگاه افراد نماز جماعت كم مى‏شدند،آنحضرت به جستجو و تفقد از افراد مى‏پرداخت و مى‏فرمود:شركت درنماز صبح و عشاء،بر منافقان از هر چیز سنگین‏تر است. (9) قرآن نیز،از اوصاف منافقان،بى حالى و كسالت هنگام نماز را بیان‏كرده است. (10 چرا كه سحر خیزى و حضور در جماعت مسلمین،آن هم ازراه‏هاى دور و در گرما و سرما،نشانه صداقت در ایمان و عشق نمازگزاراست.

    حضور در نماز جماعت،خاص یك منطقه نیست.انسان در هر جا كه باشد،خوب است‏به فكر نماز جماعت و حضور در آن و تشویق‏دیگران باشد.

    رسول خدا(ص)در باره اهمیت جماعت،فرمود:

    «صلاة الرجل فى جماعة خیر من صلاته فى بیته اربعین‏سنة.قیل:یا رسول الله!صلاة یوم؟ فقال(ص):صلاة‏واحدة‏» (11) یك نماز با جماعت،بهتر از چهل سال نماز فرادى در خانه‏است. پرسیدند:آیا یك روز نماز؟فرمود:بلكه یك نماز.

    و مى‏فرمود:صف‏هاى نماز جماعت،همانند صف‏هاى فرشتگان درآسمان چهارم است. (12) اولین نماز جماعتى هم كه بر پا شد،به امامت رسول خدا و شركت‏حضرت على(ع)و جعفر طیار(برادر حضرت على(ع))بود.همین كه‏ابوطالب،فرزندش على(ع)را دید كه به پیامبر اقتدا كرده،به فرزنددیگرش جعفر گفت:تو نیز به پیامبر اكرم اقتدا كن و این جماعت دو سه‏نفرى،پس از نزول آیه «فاصدع بما تؤمر» بود،كه فرمان به علنى ساختن‏دعوت و تبلیغ مى‏داد. (13)

    آثار نماز جماعت

    بر پایى فریضه‏هاى دینى به صورت دسته جمعتى،غیر از پاداش‏هاى فراوانى كه یاد شد،در زندگى فردى و اجتماعى امت مسلمان نیز،آثارمثبت و فراوانى دارد كه به برخى اشاره مى‏شود:

    1- آثار معنوى

    بزرگترین اثر معنوى نماز جماعت،همان پاداش‏هاى الهى است كه گفته شد.روایت است كه شبى،على علیه السلام تا سحر به عبادت‏مشغول بود.چون صبح شد،نماز صبح را به تنهائى خواند و استراحت‏كرد.

    رسولخدا(ص)كه آنحضرت را در جماعت صبح ندید،به خانه اورفت.حضرت فاطمه(ع)از شب زنده‏دارى على(ع)و عذر او از نیامدن به‏مسجد سخن گفت.پیامبر فرمود:پاداشى كه بخاطر شركت نكردن درنماز جماعت صبح،از دست على(ع)رفت،بیش از پاداش عبادت تمام‏شب است. (14) رسول خدا(ص)فرموده است:

    لان اصلى الصبح فى جماعة احب الى من ان اصلى لیلتى‏حتى اصبح (15) اگر نماز صبح را به جماعت‏بخوانم،در نظرم محبوب‏تر ازعبادت و شب زنده‏دارى تا صبح است.

    بخاطر همین فضیلت و پاداش‏هاست كه اگر تعداد نمازگزاران از ده نفربیشتر شود،اگر تمام آسمان‏ها كاغذ،و دریاها مركب و درخت‏ها قلم شودو فرشتگان بنویسند،پاداش یك ركعت آنرا نمى‏توانند بنویسند. (16) . و نماز جماعت‏با تاخیر،بهتر از نماز فرادى در اول وقت است. (17)

    2- آثار اجتماعى

    نماز جماعت،مقدمه وحدت صفوف و نزدیكى دلها و تقویت كننده‏روح اخوت است.

    نوعى حضور و غیاب بى تشریفات،و بهترین راه شناسائى افراداست.

    نماز جماعت،بهترین،بیشترین،پاكترین و كم خرج‏ترین‏اجتماعات دنیاست و نوعى دید و بازدید مجانى و آگاهى از مشكلات ونیازهاى یكدیگر و زمینه ساز تعاون اجتماعى بین آحاد مسلمین است.

    3- آثار سیاسى

    نماز جماعت،نشان دهنده قدرت مسلمین و الفت دلها و انسجام‏صفوف است.

    تفرقه‏ها را مى‏زداید،بیم در دل دشمنان مى‏افكند،منافقان را مایوس‏مى‏سازد،خار چشم بدخواهان است.

    نماز جماعت،نمایش حضور در صحنه و پیوند«امام‏»و«امت‏»

    است.

    4- آثار اخلاقى،تربیتى

    در نماز جماعت،افراد در یك صف قرار مى‏گیرند و امتیازات موهوم صنفى،نژادى،زبانى،مالى و...كنار مى‏رود و صفا و صمیمیت ونوعدوستى در دلها زنده مى‏شود و مؤمنان،با دیدار یكدیگر در صف‏عبادت،احساس دلگرمى و قدرت و امید مى‏كنند.

    نماز جماعت،عامل نظم و انضباط،صف‏بندى و وقت‏شناسى‏است.

    روحیه فردگرایى و انزوا و گوشه‏گیرى را از بین مى‏برد و نوعى مبارزه‏با غرور و خودخواهى را در بر دارد.

    نماز جماعت،«وحدت‏»در گفتار،جهت،هدف و امام را مى‏آموزدو از آنجا كه باید پرهیزكارترین و لایق‏ترین اشخاص،به امامت نمازبایستد،نوعى آموزش و الهام دهنده علم و تقوا و عدالت است.

    نماز جماعت،كینه‏ها و كدورت‏ها و سوء ظن‏ها را از میان مى‏برد وسطح دانش و عبودیت و خضوع را در جامعه اهل نماز،افزایش مى‏دهد.

    به خاطر اینهمه آثار است كه به نماز جماعت،آنهمه توصیه شده‏است.حتى نابینایى وقتى از حضور پیامبر،اجازه خواست كه به مسجدنیاید،آنحضرت فرمود:از خانه تا مسجد،ریسمانى ببندد و به كمك آن،خود را به نماز جماعت‏برساند. (18) و نیز،نابینایانى كه اجازه ترك شركت‏در نماز خواستند،رسول خدا(ص)اجازه نفرمود. (19) از طرف دیگر،برخورد شدید نسبت‏به كسانى كه به نماز جماعت‏اهمیت نمى‏دهند،نشان دیگرى بر اهمیت و سازندگى آن است.

    در حدیث است كه به چنان كسان،همسر ندهید (20) و معرف آنان‏نشوید. (21)

    امام جماعت

    در نماز جماعت،آنكه جلو مى‏ایستد و مردم به او اقتدا مى‏كنند،«امام‏»نام دارد.بعضى نیز به او«پیشوا»مى‏گویند.در نظام اجتماعى‏سیاسى اسلام،آنكه پیشوایى جمعى را به عهده دارد،باید از یك سرى‏فضیلت‏ها و برترى‏ها برخوردار باشد،تا فضایل او،الهام‏بخش دیگران نیزباشد.در نماز جماعت نیز،پیشنماز،باید در علم و عمل و تقوا و عدالت،برتر از دیگران باشد.

    در حدیث مى‏خوانیم:«فقدموا افضلكم‏» (22) و«فقدموا خیاركم‏»، (23) یعنى با فضیلت‏ترین و بهترین خودتان را جلو بیندازید و به او اقتدا كنید.

    احادیث،در این باره،بسیار است.به چند نمونه اشاره مى‏كنیم:

    امام جماعت،باید كسى باشد كه مردم به ایمان و تعهد او اطمینان‏داشته باشند. (24) امام صادق(ع)فرمود:امام جماعت،رهبرى است كه شما را به سوى‏خدا مى‏برد،پس بنگرید كه به چه كس اقتدا مى‏كنید. (25) ابوذر فرمود:امام شما،در قیامت،شفیع شماست.پس شفیع خودتان‏را از افراد سفیه و فاسق قرار ندهید. (26) اقتدا كردن به افراد ناشناخته و آنان كه در دین یا امامت،غلومى‏كنند،نهى شده است. (27) افرادى كه در جامعه،بخاطر گناه علنى، شلاق خورده‏اند،یا از طریق نامشروع،بدنیا آمده‏اند،حق امام جماعت‏شدن ندارند. (28) امام جماعت، باید مورد قبول مردم باشد،و گرنه آن نماز،مورد قبول‏درگاه خداوند نیست. (29) امام صادق(ع) در تفسیر این آیه شریفه (خذوا زینتكم عند كل‏مسجد) (30) هنگام رفتن به مسجد،زینت‏خود را همراه داشته باشید)

    فرمود:زینت مسجد،پیشواى شایسته و امام جماعت مسجد است. (31) البته پوشیدن لباس پاك و داشتن وقار و عطر زدن و...نیز درروایاتى به عنوان‏«زینت مسجد»آمده است.

    امام باقر(ع)فرمود:امام جماعت‏باید از افراد اندیشمند و صاحب‏فكر باشد. (32) رسول خدا(ص) فرمود:كسى كه پشت‏سر امام عالم نماز بخواند،گویا پشت‏سر من و حضرت ابراهیم،نماز خوانده است. (33) امام جماعت،باید مراعات ضعیف‏ترین افراد را بكند و نماز را طول‏ندهد. (34) از مجموع این احادیث،موقعیت‏حساس امامت جماعت‏شناخته‏مى‏شود.

    انتخاب امام جماعت

    از آنجا كه در امام جماعت،برترى و فضیلت‏بر دیگران شرط است،اگر در موقعیتى،چند نفر شایستگى آنرا داشتند كه به آنان اقتدا شود،باز هم اوصاف و شرایطى به عنوان اولویت در روایات مطرح است كه‏آموزنده است و گرایش به ارزشها و انتخاب بهتر را مى‏آموزد.از جمله:

    1- كسى كه قرائت نمازش بهتر باشد(اقرئهم)

    2- كسى كه در هجرت،پیشقدم باشد(اقدمهم هجرة)

    3- كسى كه دین‏شناس‏تر و در مراتب علمى برتر باشد (اعلمهم‏بالسنة و افقههم فى الدین)

    4- كسى كه سن بیشترى داشته باشد(فاكبرهم سنا)

    5- كسى كه انس او با قرآن بیشتر باشد.

    6- كسى كه زیباتر و خوشروتر باشد. (35)

    7- صاحب منزل،از مهمان در امام جماعت‏شدن مقدم است.

    8- امام جماعت دائمى،بر افراد تازه وارد به مسجد،مقدم است.

    در میان امتیازات،به مسئله‏«عالم بودن‏»بیش از هر چیزى تكیه شده‏است.این دانایى و اعلمیت،در همه مواردى كه نوعى رهبرى و پیشوایى‏در كار است،شرط و امتیاز است.

    در حدیث است:

    «من صلى بقوم و فیهم من هو اعلم منه لم یزل امرهم الى السفال الى‏یوم القیامة‏» (36) كسى كه امامت نماز و پیشوایى گروهى را به عهده بگیرد،در حالیكه میان آنان،داناتر از او هم باشد، وضع آن جامعه تا قیامت،همواره رو به‏سقوط و پستى است.

    البته همچنانكه در حدیثى گذشت،امام جماعت‏باید مورد پذیرش وقبول مردم باشد.این مقبولیت،از راه علم و پاكى و عدالت و تواضع واخلاق نیكو بدست مى‏آید.

    نباید غفلت داشت كه گاهى دشمنان و اهل نفاق،براى ضربه زدن‏به اسلام و روحانیت،امام جماعتى را با شایعه و تهمت و دروغ،بدنام‏مى‏كنند تا او را به انزوا بكشند.هشیارى مردم، خنثى كننده این نقشه‏شیطانى است.پشت‏سر كسى نباید به جماعت ایستاد كه با فسق و گناه وبدرفتارى،مقبولیت‏خود را از دست داده است،نه آنكه دستهاى مرموزدشمن،او را از نظرها انداخته باشد!...

    عدالت در امام جماعت

    از شرایط امام جماعت،عادل بودن است.

    عدالت را در كتب فقهى تعریف كرده‏اند.فقهاى گرانقدر،از جمله‏حضرت امام خمینى(قدس سره)مى‏فرمایند:

    عدالت،یك حالت درونى است كه انسان را از ارتكاب گناهان‏كبیره،و تكرار و اصرار نسبت‏به گناهان صغیره باز دارد. (37) پاكى،تقوا،دورى از گناه،از نشانه‏هاى عدالت است.بنا به‏اهمیت این صفت،در نظام اسلامى یكى از امتیازات به حساب آمده ودر فقه اسلامى و قانونى اساسى، داشتن آن براى مسئولان بلند پایه ومشاغل حساس،شرط است و كارهاى مهم كشور و امور مردم،باید بدست افراد عادل انجام گیرد.

    به برخى از این موارد كه عدالت‏شرط است،توجه كنید:

    در مسائل عبادى،امام جماعت‏باید عادل باشد.

    در مسائل سیاسى عبادى،مثل نماز جمعه،خطیب و امام جمعه بایدعادل باشد.

    در مسائل سیاسى و حقوقى،(همچون نمایندگى مجلس و تصویب‏قوانین)نظر فقهاى عادلى بنام‏«شوراى نگهبان‏»معتبر است.

    در مسائل حقوقى،گرفتن و دادن هر حق به صاحبش،باید با گواهى‏افراد عادل باشد.

    در مسائل تربیتى،اجراى حدود اسلامى و تادیب ظالم و خلافكار،وقتى است كه افراد عادل،به خلاف و گناه او شهادت دهند.

    در مسائل اقتصادى،بیت المال باید دست افراد عادل باشد.

    در مسائل اجتماعى و فرهنگى،پخش و نشر خبرها،باید دست افرادعادل باشد و به خبر افراد فاسق،اعتماد نمى‏توان كرد،مگر پس ازتحقیق و تفحص.

    در مسائل نظامى،فرمانده كل قوا،با رهبرى است،كه عدالت‏شرط‏آنست.

    پس عدالت،از اركان مهم در نظام حكومتى اسلام و واگذارى‏مسئولیت‏هاى اجتماعى و تنظیم امور زندگى است

    نوشته شده در تاریخ شنبه 5 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
    =================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

    نماز در ادیان

    از آنجائی كه خداوند سرشت انسان را خداپرست آفریده و خداشناسی و خداگرایی فطری است، لذا بشر در طول تاریخ همواره به دنبال پرستش و عبادت معبودی بوده است كه مظهر و نمود عینی آن عبادت در ادیان الهی در نماز تجلّی یافته است. امّا اگر بیشتر درباره این موضوع بخواهیم كنكاش كنیم درمی یابیم كه مسأله نیایش به ویژه نماز، مخصوص ادیان وحیانی نبوده بلكه در ادیان غیر وحیانی یا غیر الهی هم مطرح بوده كه در زیر به برخی از آنها اشاره می كنیم.
    به طور مثال در تاریخ ادیان جان ناس می خوانیم كه تبّتیان در مواقعی كه در دیر یا صومعه ای جشن معیّن بر پا می شد زوّار از هر طرف به آنجا روی می آوردند و هدایایی از جنش قماش و كره و غیره برای راهبان می آوردند و در آنجا چند روز اقامت كرده، به طواف و نماز و دعا و رقص مشغول می شدند و پس از یك سلسله عملیات سحرآمیز به اوطان خود مراجعت می كردند[1]. و نیز یاد آوری شده: «در اواسط قرن 14 میلادی بعد از این كه امپراطوری مغول از دیار چین محو و منقرض گردید، یكی از راهبان تبّتی به نام «شونگ ـ خا ـ پا» در صدد اصلاحاتی در دین «لاما» بر آمد و شریعتی بنیان نهاد كه به نام معبد زرد موصوف است. این اصلاح مذهبی انتظامات دیرها را شدیدتر و سخت تر گرداند و استعمال نوشابه های به كلّی حرام و عبادت و نمازها زیادتر معمول گردید.»[2] همچنین جان ناس به نقل از كتاب پنجلی كه به نام «راجه یوگه» موسوم است هشت قاعده برای جوكی سالك (یكی از مكاتب هندوان) مقرّر داشته است كه از جمله آن ها رعایت نظامات (یناما)، خودداری، نظافت، آرامش نفس، مطالعه و نماز.[3]
    ویل دورانت در تاریخ تمدّن خود در مورد عبادت یونان باستان می نویسد: «مؤمنان در جریان عبادت، خود را به مذبح، كه در جلوی معبد قرار داشت می رساندند و به وسیله قربانی و نماز از خشم خدا ایمنی می یافتند و یاری او را جلب می كردند».[4] و طبق آماری كه جان ناس در كتاب تاریخ ادیان خود می آورد، معابد مذهبی شینتو (مذهب وطن پرستی ژاپن) تعدادشان در سال 1945 یكصد هزار می رسید. این معابد عموماً دارای حصار مقدّس و دروازه هایی موسوم به «توری» كه شهرت جهانی دارد و مناره ای به سبك گلدسته های مساجد اسلامی و برج زنگ و بالاخره رواِ عبادت بود. پیش از آغاز پرستش، زائر باید تطهیر می كرد و دست و دهان خود را می شست و در وضو خانه معبد وضویی می ساخت و با بر هم نهادن دو كف دست به مجازات سینه كه شیوه مخصوص پرستش ژاپنی است، تعظیم و با به صدا در آوردن زنگ و انجام نماز و نیایش و تعظیم محدود و در حالت مراقبه و تأمّل از واجبان معابد بود[5].
    درباره كنفسیوس آمده است، او ادّعای این كه پیامبر بوده و به او وحی می شده اشاره ای نكرده است، و در واقع بیشتر حكیم بوده تا این كه مرد دین باشد، ولی با وجود این احساس دینی داشت كه منجر به احترام خدایان و مداومت بر اقامه شعائر دینی می شد. او نماز می خواند، در حالی كه ساكت بوده، حرفی نمی زده است بر خلاف عادت مردم در زمان خودش و زشت می دانست نماز بخواند تا این كه خداوند او را ببخشد و یا نعمتی به او بدهد، زیرا او معتقد بود نماز هدفی جز تنظیم سلوك افراد و الفت میان آن ها نمی باشد.[6]
    از ادیان دیگر در زمان پارت ها و ساسانیان «صابئین و مندائیان» هستند. این قوم خود را صابی می نامیدند. صابی دین كسانی است كه در زبان عربی «مغتسله» خوانده می شدند یعنی كسانی كه در امر پاكیزگی تن و جامه و شستشوی در آب رودخانه دلبستگی كامل داشتند.[7]نماز در آئین مندایی شبیه نماز مسلمانان بود و حتّی قبل از نماز، وضو گرفتن را هم لازم می دانستند و یكی از اساسی ترین آداب و واجبات در دین مندایی ـ قبل از این كه به نماز بایستند ـ انجام رشامه (وضو) است زیرا هر فرد مندایی باید سه بار در روز، صبح، ظهر و عصر عمل رشامه (وضو) را انجام دهد و این كار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این كار در بسیاری از مراسم دیگر مانند تعمید و غیره هم به جا آورده می شود و هر فرد برای این كه بخواهد وضو بگیرد باید اوّل نیّت كند و نیز فكر خویش را پاك و از هر گونه آلودگی افكار مادّی آزاد كند، آنگاه خالصانه به كنار رودخانه بیابد و با تواضح به طرف مجرای آب بایستد و دعاهایی را بخواند و به طریق خالص وضو بگیرد.[8]
    همچنین براخته (نماز)، دعایی است كه بعد از رشامه (وضو) خوانده می شود. «براخه» هر روزی سه بار یعنی صبح، ظهر و عصر بعد از رُشامه (وضو) انجام می شود. براخه در هر مكان كه مقدور باشد می توان به جا آورد و نمازشان را با بوثه ی (آیه) زیر كه بوثه ی توحید است آغاز می كردند. «به نام خدای بزرگ، خداوند را با قلبی پاك ستایش باد! پروردگار وجود دارد به شهادت تو ای خدای جاویدان كه مالك عالم انواری و از ذات خویش منبعث شده ای و كسی را در وجود آمدنت دخالتی نبوده و نیست، نام تو هیچ گاه از بین نخواهد رفت و بعد نوبت به ادای احترام به پیامبران و مقدّسین می رسد كه طولانی است.»[9]
    برای تأیید این مطلب در كتاب آثار الباقیّه، ابوریحان بیرونی می گوید: صابئین سه نماز واجب دارند. نسخت هنگام طلوع خورشید كه هشت ركعت می باشد. دوم قبل از زوال خورشید از وسط آسمان كه پنج ركعت می باشد. و سوم هنگام غروب آفتاب كه پنج ركعت می باشد و در هر ركعت از نماز شان سه سجده است و در ساعت دوم روز یك نماز نافله می خواندند و یكی را در ساعت نه روز و سومی را در ساعت سوم از شب و از برای نماز طهارت و وضو به جا می آورند و غسل جنابت می كنند.[10] و شاهد دیگری كه این مطلب را تأیید می كند سخنی از مرحوم شهرستانی در ملل و نحل می باشد آنجا كه او می گوید: «صابئون همه آن ها سه نماز می خواندند و غسل جنابت و مس میّت می كنند.»[11]
    بالاخره در مورد مانی و آئین او گفته شده كه در شبانه روز چهار نماز را واجب می دانستند و نماز گزار باید با آب روان یا راكد مسح كند و روبروی آفتاب بایستد و به سجده رود و بگوید: «مبارك است راهنمای ما، فاراقلیط، پیامبر ما و مبارك است فرشتگان نگهبان او و مسبّحان، لشكریان پرتو افشان او» پس از گفتن این كلمات برخیزد و راست بایستد و بعد به سجده دوم رود، بگوید: «به پاكی یاد شده ای تو ای مانی پرتو افشان و راهنمای ما، كه ریشه روشنایی و نهال زندگی و شجره بزرگی هستی كه تمامش بهبودی بخش است» باز بلند شود و بایستد و به سجده سوم رود و دعاهایی بگوید تا سجده دوازدهم.[12]
    اوقات نمازهای آن ها عبارتند از: 1ـ وقت نماز اوّل در هنگام زوال است. (متمایل شدن خورشید از میانه آسمان به سوی مغرب) 2ـ وقت نماز دوّم بین زوال و غرب آفتاب است. 3ـ وقت نماز سوّم كه نماز مغرب نامیده می شود بعد از غروب آفتاب تا سه ساعت بعد از آن می باشد. 4ـ وقت نماز چهارم كه نماز عشاء (شام) است، پس از گذشتن سه ساعت از غروب است. در تمام این نمازها و سجده ها نماز گزار باید همان كارهایی را انجام دهد كه در نماز اوّل، انجام داده است.[13]
    جایگاه نماز در ادیان ابراهیمی (بجز اسلام)

    زرتشتیان نماز شان بسیار شبیه نماز مسلمانان بوده و همان طور در پنج وقت باید نماز و دعاهای مخصوص را بخوانند و نیز مقدّماتی برای انجام مراسم عبادی دارند كه بی شباهت به مقدّمات نماز در اسلام نمی باشد. در كتاب «دیانت زرتشتی» آمده است، زرتشتی ها هر 24 ساعت را به 5 دوره یا گاه تقسیم می نمایند و آداب مذهبی تابع این پنجگانه است. بر هر زرتشتی مؤمن فرض است كه در هر یك از پنج دوره، ادعیه و مناجات های خاصّ بخواند. این ادعیه و نیایش ها با ستایش و تمجید اورمزد همراه است و از اصول و واجبات ضروری زندگانی روزانه زرتشتیان محسوب می گردد. امّا این روزه فرضیات پنجگانه را معمولاً موبدان به جا می آورند و اكثر زرتشتیان به خواندن ادعیه در صبحگاه و شامگاه اكتفا می كنند. جهت نیایش زرتشتیان، به سوی منبع نور (آفتاب، ماه و چراغ) می باشد و اكثر با خم شدن و سجده بر روی زمین و نشان دادن عبودیّت و بندگی خود به اورمزد، دعای خود را پایان می دهند. فرضیات به زبان اوستایی تلاوت می شود. مؤمنین زرتشتی اغلب همراه آن، ادعیه ای نیز به فارسی یا گجراتی می خوانند. برخی از بهدینان نه تنها فرضیات را حفظ هستند بلكه بعضی از یشت ها و یا قسمتی از آنهاـ از جمله بهرام یشت ـ را حفظ می نمایند[14].
    جان ناس در تاریخ جامع ادیان خود می گوید: افراد زرتشتی در هر وقت روز بخواهند می توانند منفرداً به درون آتشكده بروند قبل از ورود به معبد دست و روی خود را آب شسته، قسمتی از اوستا را تلاوت كرده دعا و مناجات بخوانند. سپس كفش ها را از پا در آورده به اطاِ معبد داخل می شوند و در برابر آتشدان مقدّس نماز برده، هدیه و نیازی با مقداری چوب صندل به موبد تقدیم می دارند و برابر، یك چمچمه از خاكستر مقدّس از او می ستانند. و آن خاكستر قدوّسی را به نیّت كسب فیض و بركت به صورت و چشم خود می مالند. پس به سوی آتش، به تعظیم خم شده و آهسته رو به قهقراء رفته، با كفش كن می رسند و سپس به خانه خود باز می گردند[15].
    پی نوشت :
    [1]. تاریخ جامع ادیان جان ناش / 246.
    [2]. همان مدرك 147.
    [3]. تاریخ جامع ادیان جان ناس / 270.
    [4]. تاریخ تمدّن / 1 / 228.
    [5]. تاریخ جامع ادیان جان ناس / 427
    [6]. ذیل الملل و النحل شهرستانى / 21
    [7]. اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان / 451
    [8]. همان مدرك
    [9]. همان مدرك / 453
    [10]. آثار الباقیّه عن القرون الخالیه / 206
    [11]. ملل و نحل شهرستانى / 2 / 57.
    [12]. اصل و نسب و دین هاى ایرانیان باستان / 263
    [13]. همان مدرك
    [14]. دیانت زرتشتى مقاله از دكتر مرى بویس / 155
    [15]. تاریخ جامع ادیان جان ناس / 481

    نوشته شده در تاریخ شنبه 5 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
    =================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

    اسرار و چرایی نماز

    باید توجّه كرد كه نماز مشتمل است بر :

    1- نیّت نماز
    2- لفظ تكبیر

    3- لفظ «وَجَّهْتُ وَجْهِىَ لِلَّذى فَطَرَ السَّمواتِ وَالاْ رْضَ.»
    روى و تمام وجود خویش را به سوى خداوندى نمودم كه آسمانها و زمین را پدید آورد.

    4- حمد و ستایش و تمجید خدا
    5 - ادّعاى عبادت و یارى جستن از خداوند جلّ جلاله
    6 - دعاهاى مختلف
    7 - قرائت قرآن
    8 - اظهار فروتنى و ركوع
    9 - سجده و كرنش و خشوع
    10 - شهادت به یگانگى خداوند جلّ جلاله
    11 - شهادت به رسالت ربّانى رسول خدا، حضرت محمّد (ص)
    12 - صلوات بر او و خاندانش
    13 - سلام نماز

    وقت نماز
    نماز ظهر و عصر، هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند. وقت مخصوص نماز ظهر، از اول ظهر (1) است تا وقتی که به اندازه خواندن نماز ظهر بگذرد که اگر کسی سهوا هم نماز عصر را در این وقت بخواند، نمازش باطل است. وقت مخصوص نماز عصر موقعی است که به اندازه خواندن نماز عصر، وقت به مغرب مانده باشد که اگر کسی تا این موقع نماز ظهر را نخواند، نماز ظهر او قضا شده و باید نماز عصر را بخواند. وقت مخصوص نماز عصر وقت مشترک نماز ظهر و عصر است که اگر کسی اشتباها در این وقت تمام نماز عصر را پیش از نماز ظهر بخواند، نمازش صحیح است و باید نماز ظهر را بعد از آن به جا آورد.

    نماز مغرب و عشا هم هر کدام وقت مخصوص و مشترکی دارند. وقت مخصوص نماز مغرب (2) از اول مغرب است تا وقتی که از مغرب به اندازه خواندن سه رکعت نماز بگذرد. و وقت مخصوص نماز عشا موقعی است که به اندازه خواندن نماز عشا به نصف شب (3) مانده باشد که اگر کسی تا این موقع نماز مغرب را نخوانده باشد، باید اول نماز عشا و بعد از آن، نماز مغرب را بخواند. بین وقت مخصوص نماز مغرب و وقت مخصوص نماز عشا، وقت مشترک این دو نماز است که اگر کسی در این وقت اشتباها نماز عشا را پیش از نماز مغرب بخواند، نمازش صحیح است و باید نماز مغرب را بعد از آن به جا آورد. وقت نماز صبح، از اول فجر (4) صادق است تا بیرون آمدن آفتاب.
    لباس

    لباس نمازگزار چند شرط دارد:
    1-
    آن که مباح باشد، یعنی مال خود نماز گزار باشد یا اگر مال خودش نیست، صاحبش به نماز خواندن در آن راضی باشد.
    2-
    نجس نباشد.
    3-
    پوست مردار نباشد، خواه از حیوان حلال گوشت یا حرام گوشت.
    4-
    از پشم یا مو و کرک حیوان حرام گوشت نباشد ولی با لباس خز می شود نماز خواند.
    5-
    اگر نماز گزار مرد است، لباسش ابریشم و طلاباف نباشد و با طلا هم خود را زینت نکند و در غیر نماز هم، پوشیدن لباس ابریشمی و زینت کردن به طلا برای مردان حرام است.
    مکان

    مکان نماز گزار، یعنی جایی که در آن نماز می خواند، چند شرط دارد:
    1-
    مباح باشد.
    2-
    بی حرکت باشد و اگر ناچار باشد در جایی که مانند اتومبیل و کشتی حرکت دارد نماز بخواند، مانعی ندارد و چنانچه آن ها از قبله به طرف دیگر حرکت کنند، به طرف قبله برگردد.
    3-
    اگر مکان نجس است، به طوری تر نباشد که رطوبت آن به بدن یا لباس او برسد ولی جایی که پیشانی را بر آن می گذارد اگر نجس باشد، در صورتی که خشک هم باشد نماز باطل است.
    4-
    جای پیشانی از جای زانوها و سرانگشتان پای او بیش از چهار انگشت بسته، پست تر یا بلندتر نباشد.
    قبله

    خانه کعبه که در مکه معظمه می باشد، قبله است و باید رو به روی آن نماز خواند ولی کسی که دور است اگر طوری بایستد یا بنشیند که بگویند رو به قبله نماز می خواند کافی است و همچنین است کارهای دیگری که مانند سر بریدن حیوانات باید رو به قبله انجام گیرد. کسی که نشسته هم نمی تواند نماز بخواند، باید در حال نماز به پهلوی راست طوری بخوابد که جلوی بدن او رو به قبله باشد و اگر ممکن نیست، باید به پهلوی چپ طوری بخوابد که جلوی بدن او رو به قبله باشد و اگر این را هم نمی تواند (انجام دهد)، باید به پشت بخوابد به طوری که کف پاهای او رو به قبله باشد. اگر نمازگزار بعد از تحقیق، نفهمد که قبله کدام طرف است، باید به گمانی که از محراب مسلمانان یا قبرهای آنان یا از راه های دیگر پیدا می شود عمل نماید

    ..تاثیر نماز بر حافظه و تمركز حواس

    در نماز خود توجه و تمركز كامل داشته باش زیرا از نماز تو آن مقدار قبول می شود كه با توجه خوانده می شود .(7)
    تمركز ( concentration) نه تنها شرط لازم ، بلكه در بسیاری موارد ، شرط كافی برای بسیاری از موفقیت های انسان است .
    عرصه كاربرد تمركز ، نه فقط در فعالیت های مادی و محسوس انسان ، بلكه گاهی تا حد مسائل ماورائی و مرموز هستی ، گسترده است . بدین معنا كه حتی عملیات محیر العقول مرتاضان هندی ، طریقه های پیشرفت و سیر و سلوك در مكاتب عرفانی و مذهبی شرق دور
    ( از جمله ذن بودیسم ، یوگا و .. ) راههای دیدن حقیقت اشیاء در مقابل نگاه كردن معمولی به آنها ، در تعالیم روانشناسانه و عارفانه دون خوان به كارلوس كاستاندا ، (8) روشهای كشف و شهود و مراقبه در سلسله های تصوف و عرفان اسلامی و ایرانی و بسیاری دیگر از مسائل معنوی از این قبیل ، تنها از طریق دست یافتن به درجاتی از “ تمركز ” قابل وصول می باشد .
    بعنوان مثال ، حتی در انواع ورزشهایی كه خاستگاه آنها در ممالك شرق دور می باشد ( از جمله ورزشهای رزمی مثل كاراته ، جودو ، ساواته ، كونگ فو و .. ) شرط اصلی برای موفقیت و پیشرفت برخورداری از “ تمركز ” می باشد . و از این رو بخش مهمی از تمرینات این ورزشها به “ تمرین تمركز ” اختصاص یافته است .
    اما در بعد فعالیتهای مادی و عادی روزمره انسان نیز “ تمركز حواس ” دارای نقش بسیار كلیدی است . از سردار افسانه ای فرانسویان ، “ ناپلئون بناپارت ” چنین نقل می كنند كه می گفت :
    “ تنها زمانی موفق شدم كه به پیروزیهای بزرگ در عرصه سیاسی و نظامی دست پیدا كنم ، كه توانائی یافتم ، مغز خود را كشو بندی كنم !؟! و در مورد انجام هر كار تنها كشوی مربوط به آن را بگشایم و بر آن تمركز بدهم و سایر كشو های مربوط به دیگر كارها را ببندم . بدین معنا كه مثلا زمانی كه به حل یك مسئله جنگی مشغول بودم ، تنها كشوی مربوط به آن مسئله در ذهنم بیرون بود و تنها بر روی آن كار می كردم و در این زمان همه كشوهای مغزی دیگرم ، حتی كشوی مربوط به عشق “ ژوزفین ” بسته بود !”
    به همین قیاس ، چنانچه مثلا “ یك دانش آموز یا یك دانشجو ، بتواند موقع مطالعه دروس خود ، تنها بر همان موضوع درسی مورد مطالعه تمركز كند و از سایر افكار بر حذر باشد ، موفق خواهد شد كه به پیروزی های چشمگیری در زمینه تحصیلی دست یابد. یا حتی یك كارمند ، یك كاسب ، یك بنا ، یك راننده و .. تنها زمانی در كار خود كاملا موفق خواهد بود كه از تمركز حواس كافی ، موقع كار خود ، برخوردار باشد و در اصطلاح مشهور حواسش به كارش جمع باشد .
    به این ترتیب با این مثالها می توان به اهمیت زاید الوصف جمع بودن حواس یا همان تمركز پی برد و توجه نمود كه چنانچه در امور مختلف و بخصوص در كارهای فكری ، باسلاح تمركز به میدان رفت و با توجه به رابطه تنگاتنگ حافظه و تمركز حواس ، دانسته های جدید را با نظم و ترتیب روی یكدیگر قرار داد ، قدم بزرگی در جهت تقویت حافظه نیز برداشته خواهد شد .
    مطالعات مختلف علمی و پژوهشی و نظریه پردازیهای گوناگونی نیز دردانش امروز ، در این مورد صورت پذیرفته است كه از آن جمله می توان به مطالعات “ گاردنر مورفی ” پیرامون canalization ( متوجه ساختن اندیشه و فعالیت به موضوعی معین) اشاره كرد .(9)
    اما توصیه های مؤكد و متعددی كه در تعالیم اسلامی مبنی بر “ حضور قلب ” در نماز و برخورداری از اقبال و توجه كامل به نماز به ما رسیده است ، همگی دلالت بر آن دارد كه نماز ارزشمند در درگاه الهی نمازی است كه با تمركز كامل و توجه دقیق به مضامین آن ، به جای آورده شود و نمازی است كه با تمركز كامل و توجه دقیق به مضامین آن ، به جای آورده شود و نمازی كه مسلسل و طوطی وار بدون حضور ذهن و قلب خوانده شود از ارزش بسیار كمی برخوردار است . و حتی در حدیث معصوم (ع) آمده است كه عابدی كه بدون فهم و درك ( و در نتیجه آن بدون توجه ) عبادت می كند ، همچون الاغ آسیاب است .(10) ( كحمار الطاحونه ) بدین ترتیب اقامه كننده حقیقی نماز ، با برخورداری از حضور قلب در عبادت های یومیه خویش ، در واقع “ تمركز حواس ” را بارها و بارها در طول یك شبانه روز ، تمرین می كند و از این جهت این صفت حسنه را در وجود خود ، ملكه می سازد تا با بهره بردن از آن در همه عرصه های زندگی ، موفقیت را در همه ابعاد ممكن نصیب خویشتن سازد

    نوشتها :

    1. مطالب علمی این مقاله از جلد سوم ترجمه فارسی كاپلان ـ سادوك ، صفحات 286 ـ 284 اقتباس شده است .
    2 .پرتوی از اسرار نماز ـ اثر حاج شیخ محسن قرائتی ـ صفحه 174
    3. روانپزشكی لینفورد ـ ریس مقاله شخصیت ترجمه : دكتر حسن مرندی صفحه 63
    4. از جمله مطالعات راث بندیكت و مارگارت مید درباره تاثیر اجتماع و فرهنگ بر شخصیت انسان
    5.روانپزشكی لینفورد ـ ریس ،مقاله اختلالات پسیكوپاتیك ترجمه : دكتر احمد محیط ، صفحه 304
    6...برای بررسی تاثیر نماز بر عوامل شیمیایی درونی شكل دهنده شخصیت رجوع كنید به “ تاثیر نماز بر تعادل ناقل های عصبی ” در ادامه همین مجموعه مقالات .
    7. . تعلیمات عجیب دون خوان ، سرخپوست عارف مكزیكی ، به كارلوس كاستاندا ،مردم شناس آمریكایی ، درباره یك مكتب غنی و منحصر به فرد عرفانی كه سابقه ای هزاران ساله در میان سرخپوستان آمریكای شمالی دارد موضوع حدود ده كتاب جنجال برانگیز است كه كاستاندا در اواخر قرن حاضر به رشته تحریر درآورده است . مجموعه این كتابها توسط مترجمین مختلف به فارسی ترجمه شده است .
    8. روانپزشكی كاپلان ـ سادوك ترجمه : دكتر پور افكاری جلد 1 صفحه 553
    9.سفینه البحار ، ذیل كلمه “عبد ” ( این نماز ، همان نمازی است كه شاعر در مورد آن سروده است :
    غیر از خدا كه هرگز در فكر آن نبودی *** هر چیز كز تو گم شد وقت نماز پیداست !

    نوشته شده در تاریخ شنبه 5 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
    =================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

    نماز اول وقت

    آثار و بركات نماز اول وقت در آیات و روایات

    1- برآورده شدن خواسته ها:

    حضرت عبدالعظیم حسنی از امام حسن عسكری(ع) روایت می كند كه فرمودند: "خداوند متعال با حضرت موسی تكلم كرد، حضرت موسی فرمود:خدای من. كسی كه نمازها را در وقتش به جای آورد چه پاداشی دارد؟ خداوند فرمود:حاجت و درخواستش را به او عطا می كنم و بهشتم را برایش مباح می گردانم."1 حضرت حجةالاسلام والمسلمین هاشمی نژاد فرمودند: پیرمردی مسن، ماه مبارك رمضان به مسجد لاله زار می آمد. خیلی آدم موفقی بود، همیشه قبل از اذان داخل مسجد بود. به او گفتم: حاج آقا. شما خیلی موفقید، من هر روز كه به مسجد می آیم می بینم شما زودتر از ما آمده اید جا بگیرید، او گفت: نه آقا، من هرچه دارم از نماز اول وقت دارم و بعد گفت: من در نوجوانی به مشهد رفتم.

    مرحوم حاج شیخ حسن علی نخودكی را پیدا كردم و گفتم: من سه حاجت مهم دارم، دلم می خواهد هر سه تا را خدا در جوانی به من بدهد، یك چیزی یادم بدهید؟ ایشان فرمودند: چی می خواهی؟ گفتم: یكی دلم می خواهد در جوانی به حج مشرف شوم، چون حج در جوانی لذت دیگری دارد. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. گفتم: دومین حاجتم این است كه دلم می خواهد یك همسر خوب خدا به من عنایت كند. فرمودند: نماز اول وقت به جماعت بخوان. و حاجت سومم این است كه خدا یك كسب آبرومندی به من عنایت فرماید.

    فرمودند:نماز اول وقت به جماعت بخوان. این عملی را كه ایشان فرمودند من شروع كردم و در فاصله سه سال هم به حج مشرف شدم، هم زن مؤمنه و صالحه خدا به من داد و هم كسب با آبرو به من عنایت كرد.2

    - برطرف شدن گرفتاری و ناراحتی:

    پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"بنده ای نیست كه به وقت های نماز و جاهای خورشید اهمیت بدهد، مگر این كه من سه چیز را برای او ضمانت می كنم: برطرف شدن گرفتاری ها و ناراحتی ها، آسایش و خوشی به هنگام مردن و نجات از آتش."3

     

    3 - ورود به بهشت و دوری از جهنم:

    امام محمد باقر(ع) می فرمایند:"هر كس نماز واجب را در حالی كه عارف به حق آن است در وقتش بخواند، به گونه ای كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح ندهد، خداوند برای وی برائت از جهنم می نویسد كه او را عذاب نكند، و كسی كه درغیر وقتش به جا آورد در حالی كه چیزی دیگر را بر آن ترجیح دهد، خداوند می تواند او را ببخشد یا عذابش كند.4

     

    4- در امان بودن از بلاهای آسمانی:

    قطب راوندی گوید: پیامبر خدا(ص) فرمود:هنگامی كه خداوند از آسمان آفتی بفرستد، سه گروه از آن، در امان می مانند: حاملان قرآن، رعایت كنندگان خورشید یعنی كسانی كه وقت های نماز را محافظت می كنند و كسانی كه مساجد را آباد می نمایند."5

    5- خشنودی خداوند:

    امام صادق(ع) می فرمایند: اول وقت، خشنودی خداست و آخر آن، عفو خداست، و عفو نمی باشد مگر از جهت گناه."6  و در مقابل، تأخیر نماز موجب خشم خداست چرا كه پیامبر اكرم(ص) به حضرت علی(ع) فرمودند: "نماز را با وضوی كامل و شاداب در وقتش به جای آور كه تأخیر انداختن نماز بدون جهت، باعث غضب پروردگار است."7

    6- استجابت دعا و بالا رفتن اعمال:

    در حدیث است كه به هنگام ظهر درهای آسمان گشوده می شود و درهای بهشت باز می گردد و دعا مستجاب می شود ؛پس خوشا به حال كسی كه در آن هنگام برای او عمل صالحی بالا رود.8 در حدیثی دیگر از حضرت صادق(ع) آمده است كه فرمودند:"... بهترین ساعت های شب و روز، وقت های نماز است." سپس فرمودند:"چون ظهر می شود درهای آسمان گشوده شده و بادها می وزند و خداوند به خلق خود نگاه می كند. هر آینه من بسیار دوست دارم كه در آن هنگام، عمل صالحی برای من بالا رود." آنگاه فرمودند:" برشما باد به دعا كردن بعد از نمازها، چرا كه آن مستجاب می شود."9

    7- دوری شیطان و تلقین شهادتین:

    پیامبر اكرم(ص) فرمودند:"شیطان تازمانی كه مؤمن بر نمازهای پنج گانه در وقت آن محافظت كند، پیوسته از او در هراس است؛ پس چون آنها را ضایع نمود بر وی جرأت پیدا كرده و را در گناهان بزرگ می اندازد."10 امام صادق(ع) می فرمایند:"ملك الموت در هنگام مردن، شیطان را از محافظ بر نماز دور می كند و شهادت به یگانگی خدا و نبوت پیامبرش را در آن هنگامه بزرگ به او تلقین می نماید."11 زیاد شدن عمر، مال و اولاد صالح در دنیا،در امان بودن از ترس و هول مرگ در موقع مردن،آسان شدن سؤال نكیر و منكر در قبر، توسعه یافتن قبر، نورانی شدن چهره، دادن نامه عمل به دست راست و آسان گرفتن حساب در محشر، رضایت خداوند، سلام دادن خدا به او و نگاه كردن از روی رحمت به او در هنگام عبور از صراط 12 و... از دیگر آثار و بركات نماز اول وقت است كه در روایات به آن اشاره شده است.

    حجةالاسلام انصاری می گوید: امام(ره) در روزهای آخر عمرشان می خواستند بخوابند؛ به من فرمودند اگر خوابیدم، اول وقت نماز صدایم بزن، گفتم چشم. دیدم اول وقت شد و امام(ره) خوابیده اند، حیفم آمد صدایشان بزنم؛ عمل جراحی، سرم به دست، گفتم صدایشان نزنم بهتر است.

    چنددقیقه ای از اذان گذشت و امام(ره) چشم هایشان را باز كردند، گفتند:وقت شده؟ گفتم:بله فرمودند:چرا صدایم نزدی؟ گفتم:ده دقیقه بیشتر از وقت نگذشته است. گفتند:مگر به شما نگفتم. سپس امام(ره) فرزند خود را صدا زدند و فرمودند: ناراحتم. از اول عمرم تا حالا نمازم را اول وقت خوانده ام، چرا الان باید ده دقیقه تأخیر بیفتد؟".

    منبع: روزنامه قدس

    1،بحارالانوار، ج82، ص204.

    2،داستان هایی از نماز اول وقت، ص 121.

    3،سفینه البحار،ج 2، ص 42.

    4،وسائل الشیعه، ج 3، ص 81، ح 23و ص 78، ح 1.

    5،الصلاة فی الكتاب و السنة، ج 1، ص 329.

    6،وسائل الشیعه، ج3، ص 90، ح16.

    7،سرمایه سخنوران، ص 306.

    8،سفینه البحار، ج2، ص 44.

    9،اصول وافی، ج2، ص87.

    10و 11،وسائل الشیعه، ج 3، ص 81و 9و 86.

    12،حیات عارفانه فرزانگان، ص 10( به نقل از ثمرات،ص 408)

    نوشته شده در تاریخ شنبه 5 آذر 1390    | توسط: علی جبارزاده    |    | نظرات()
    =================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^